رسانههاي آذربايجان در آستانه سفر جنجالي رئيس رژيم صهيونيستي نوشتند كه مردم باكو دو تصوير از اين مقام اسرائيل دارند؛ اول داستانهايي كه در باره نقش او در غائلههاي نسل كشي تاريخ جنگهاي اعراب و اسرائيل شنيدهاند و تصوير دوم، او را در نقش مدافع كشتارزنان و كودكان غزه و وقتي كه آذريها به اتفاق صدها ميليون نفر در صفحه تلويزيونهاي خود شاهد رويارويي شيمون پرز با رجب طيب اردوغان در اجلاس داووس بودند و در نهايت رسوايي آن روز پرز به عنوان توجيهكننده كشتارهاي غزه موجب شد كه صدها هزار نفر از مردم آذربايجان نخست وزير اسلامگراي تركيه را به دليل حركت تاريخياش تحسين كردند.
تصور برخي از ناظران از افكارعمومي قفقاز و جمهوريهاي شوروي سابق اين است كه آنها از مجادلات خاورميانه دور ماندهاند اما حوادثي كه از جنگ به اين سو در پايتخت كشورهاي اين منطقه نمايان شد خلاف اين ذهنيت را ثابت كرد. به يمن عصر نفوذ رسانهها و عصر ارتباطات، امروز كشمكشهاي خاورميانه بازتابي عميق در فضاي افكارعمومي اين منطقه دارد. حتي الهام علي اف و نور سلطان نظربايف كه تدارك اين ميهماني مناقشه انگيز را براي پرز دادهاند تصور نميكردند كه مسلمانان دو خطه قفقاز و آسياي مركزي اين گونه تضاد و نفرت خويش را از نظام جفا پيشه صهيونيسم ابراز كنند.
اظهارنظرهاي كارشناسان در دو شهري كه مقصد ديدار رئيس رژيم اسرائيل است دلالت بر اين دارد كه به رغم گرايش حاكميتهاي اين دو كشور به همكاري رژيم صهيونيستي، ساختار اجتماعي اين جمهوريها در برابر چنين گرايشي به شدت واكنش منفي و معكوس نشان داده است. به نظر ميآيد بار ذهنيت مردم اكثراً شيعه جمهوري آذربايجان بيش از هر نقطه ديگر نسبت به صهیونيستها منفي است. البته در سالهاي پس از استقلال اين جمهوري نهادهاي مختلف يهودي سرمايهگذاري زيادي در زمينه تغيير فرهنگ سياسي و نگرش عمومي اين منطقه انجام دادهاند. آنها ميدانستند كه نگرش عمومي در قفقاز بر پايه همان خصيصه اشغالگري اسرائيل است و اين ذهنيت داراي خميرمايه تاريخي و فرهنگي است.
حساسيت نسبت به نفوذ اسرائيل در اين خطه از جهان اسلام به اندازهاي بود كه حتي در سالهاي گذشته ديپلماتها و مراكز يهودي اغلب در پوشش نهادها و سازمانهاي عمدتاً فرهنگي يا بشردوستانه فعاليت ميكردند.
البته اختلافي كه اكنون ميان گروهها و محافل مردمي آذربايجان و آسياي مركزي با حاكمان اين منطقه در باره رژيم صهيونيستي بروز كرده مسبوق به سابقه است. ريشه اين تضاد نيز به آنجا برميگردد كه ساختار ديپلماسي دولتهاي اين منطقه به دليل آنكه اغلب شخص محور و سكولاريستي است پديدهاي به نام افكارعمومي را به رسميت نميشناسد و به طور طبيعي در نظام تصميمگيري آنها مطالبات مردم ياخرد جمعي جايگاهي ندارد.
در تصميم اخير مقامهاي دو جمهوري آذربايجان و قزاقستان نيز اين آفت مشهود است كه زمامداران به رغم همه اعتراضها و واكنشهاي خودجوش مردمي اصرار بر كشاندن ديپلماسي كشور به سمت همسويي با تلآويو دارند. در باكو كه آوردگاه اين رويارويي است، از جنگ قره باغ به اين سو مقاومت جدي در برابر «سياست تغيير هويت ديني» جامعه صورت گرفته است. در جریان جنگ قره باغ، اتحاد جهان مسيحي غرب با طرف مهاجم موجب شد شهروندان آذري، اين جنگ را تهاجمي به هويت تاريخي خويش تلقي كنند.
در همين راستا مردم اين كشور احياي هويت و اقتدار تاريخي خويش را در پيوند با جهان اسلام ميبينند. در اين مدت هيچ چيزي به اندازه قرار گرفتن قره باغ در دستوركار كنفرانس اسلامي آنها را نسبت به احقاق حقوق شان در قره باغ مصمم نساخت. شعارهايي كه خيل تظاهركنندگان آذري مقابل وزارت خارجه اين كشور سر دادند بخشي از اين نگراني هويتي آنها را نمايان كرد شعارهايي كه در آن تصميم دولت علي اف پشت كردن به جهان اسلام و يا نقض منافع بيش از يك ميليارد مسلمان تعبير شده است
محمد بخشنده