براساس نظرسنجی یک سازمان حمایت از کودکان در جمهوری آذربایجان 98 درصد از کودکانی که در این جمهوری از اینترنت بهره مند هستند/ از سایتهای غیراخلاقی و بازیهای وحشیانه اینترنت استفاده می کنند.
به گزارش سایت اینترنتی مدیافوروم جمهوری آذربایجان که از طرف آمریکا تامین مالی می شود / سازمان کودکان " رهبران جوان" اعلام کرد براساس نظرسنجی این سازمان از میان 200 نفر از پاسخ دهندگان به سوالات نظرسنجی این سازمان مبنی بر " تعطیلات تابستان را چگونه سپری می کنید؟" / یکصد تن اعلام کردند تعطیلات تابستان را در مقابل رایانه سپری می کنند.
98 تن از یکصد نفر پاسخ دهنده به این نظرسنجی نیز اعلام کرده اند که از سایتهای غیراخلاقی و بازیهای وحشیانه در رایانه استفاده می کنند.
60 تن از کودکان شرکت کننده در این نظرسنجی نیز اعلام کرده اند که تعطیلات تابستانی نخواهند داشت و اساسا در طول سال تحصیلی نیز بخاطر مشکلات معیشتی مجبور به اشتغال به انواع مختلف کارها می شوند.
در این نظر سنجی همچنین دیدگاه های یکصدتن از والدین کودکان مورد پرسش واقع شده است که 47 تن از والدین این کودکان جمهوری آذربایجان اعلام کرده اند که کودکانشان حتی در طول سال تحصیلی نیز از اینترنت استفاده غیرعادی می کنند/ اما آنها نمی توانند استفاده کودکان از اینترنت را ممنوع کنند.
|
حجت الاسلام سید محمدرضا میرتاج الدینی نماینده تبریز از منوچهر متکی وزیر امور خارجه سئوال کرده است چرا نام ایرانی دریای مازندران به نام مجعول و غیر ایرانی "خزر" تغییر یافته و وزارت خارجه برای حفظ و دفاع از نام ایرانی آن در محافل بین المللی چه اقدامی کرده است. |
|
به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، در سئوال حجت الاسلام سید محمدرضا میرتاج الدینی نماینده تبریز و نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس از منوچهر متکی وزیر امور خارجه آمده است : چرا نام ایرانی دریای مازندران به نام مجعول و غیر ایرانی دریای شمال ایران از دیر زمان به یکی از نام های ایرانی معروف بوده است و در آثار اغلب مورخان معروف ایرانی از این دریا به دو نام دریای تبرستان (طبرستان) یا دریای مازندران نام برده شده که در اسناد و دایره المعارف های معتبر نیز هر دو نام، مهر تاییدی بر ایرانی بودن این دریا در طول تاریخ بوده است. این دریا به نام مازندران ثبت و شناخته شده است و اسناد موجود در این زمینه نشان می دهد ایرانیان آن را قرنها دریای تبرستان می خواندند ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته آن را دریای مازندران می خوانند. در هیچ کدام از نام های قدیمی نام خزر نبوده و از دوره قاجار این نام مجعول و غیر ایرانی وارد اسناد از جمله قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای شده است؛ خزر نامی است برگرفته از قوم خزر که در بخش شمالی دریا ساکن شده اند و قومی غیر ایرانی و ستیزه جو ومهاجم بودند و هر از گاهی به شهرهای ایران و ارمنستان و آذربایجان که جزو قلمرو ایران بودند هجوم می آوردند. حال با این اوصاف چرا این دریا را بنام چنین قومی نامیده اند و علل و عوامل این تغییر چه بوده است و به چه دلیلی اصرار به استفاده از این نام مجعول و غیر ایرانی وجود دارد و برای اصلاح آن چه اقداماتی کرده اید و چه برنامه هایی دارید؟ برای دفاع از نام ایرانی در محافل بین المللی چه برنامه ای دارید؟ |
منبع : سایت ایران نور
سلام دوست و سرور عزیزم جناب آقای ترابی که ویرایش آخرین نظرات بازدیدکنندگان در وبلاگ آذربایجان نیوز را بر عهده دارند طی چند روز گذشته با توجه به نوشته های بازدید کنندگان دل نوشته ای را جهت انعکاس در وبلاگ نوشته اند که عین این مطلب جهت اطلاع دوستان بازدید کننده در اینجا منعکس می شود . جناب آقای ترابی این مطلب را با مشخصات واقعی خودشان نوشته اند و بنابه درخواست خودشان عینا منعکس می شود .
لازم به ذکر است جناب آقای ترابی عضو گروه خبری آذربایجان نیوز است که ترجمه اخبار وبسیاری از مقالات را عهده دار هستند .
سلام محترم هموطن لريم
سومر /بابك/تورك اوغلان و آنتي سگ و ...... آديني اوزونه سئچن آقالار و يا خانيملار
دوستلار سيزين يازديغلاري من و عزيز قارداشلاريم آذربايجان نيوز سايتينين يازيچيلاري لا بيرليكده اوخودوم و تاسف كي يازيلاروزي بورا قويا بيلمديم بونا گوره كي
1- سيز بيزلري فارس سگ و يا.... آدلانديربسوز آنجاق بيزده سيزين كيمي تورك اولدوغوموزي فخر ائديب ديله گتيريروك .
2- سيزلر اوزوزه گئيديرمه آدلار قويوب ساده جه يامان يووزو پيس پيس كلمه لر يازيبسوز (بو هئچ بير انسانا ياراشميان بير عملدي ) آرتيق اوزوزدن نه ايميل و يا اينكه حتي وبلاگ و يا وبسايت آدرسي حتي يالاندان بئله قويميبسوز .
3-سيز بير دفع بئله بير نفر باره ده تحقير ائدن سوز يازيلماسين بيزيم وب سايتدا گوروبسوز؟
4- قارداشيم بير انسان اوغلي كيمي فارسا فارس سگ دئيرسن بس سنينله بيزه تورك خر دئين آدامين فرق نه دي كي ؟
قارداشيم سن پان فارسيستي پان ايرانيستي فاشيسم آدي قويورسان سا بس نيه پان توركيسمي مدافع
ائديرسن ؟
قارداشيم سنجه 21 نجي عصرده هانسيسا بير افراطچي ملتچي ليكدن دانيشماق اولار ؟
قارداشيم دوشونورسن كي بيزلز لوزگه بالتاسينا ساپ اولموشوق .
هئچ اولماسا منده سن قده ر ديلمي كولتورومي ملتيمي سئويرم . آنجاق اوزگه قوجاقينا گيريب افراطچي ملتچيليكدن دانيشانلار سنجه اوزگه بالتاسينا ساپ اولمايبلار ؟
بيزلر دوتاق كي اوزگه (فارس ) بالتاسينا ساپ اولدوق (كي اولماميشيق ) هئچ اولماسا بو فارس دئديگون ملت بيزيم اوز مملكتيميزين آدامي و اوز ايرانيميزين (شاه باباميز تورپاقلاري اوسته عثمانليلا 17 دفعه ساواشديقي ايران / هر بير اووج تورپاقي اوسته مينلرله شهيد وئرديگيميز ايران ين
آدامي ديلار )
بس سيزجه قارداشيم آمريكالي نين قوجاقينا گيريب اسرائيل لينين قوجاقينا گيريب وطن وطن دئينلرين عملين نه آدلانديريرسوز .
بيرگون تركيه نين آيري بير گون الهام عليف لرين قوجاقينا گيريب . دوولتدن خوشلاري گلمديگي اوچون عربلرين خليج العربي دئديكلريني تكرارلايانلار سيزجه خيانتكار دئيل لر ؟
قارداشيم سيزجه چهره گاني مجلسده اعتبارنامه سي قبول اولسايدي مجلس نماينده سي اولسايدي بوگون گينه ده بيزه ليدر اولاجاقيدي ؟
و يا اكبر اعلمي رئيس جمهور اولسا ايراندا / ايران تورك جمهوريتي قوراجاق .
حايف لار اولسون بيزه !!! گلين باشيميزي اوزگه لره پلكان ائتميك .
بوگون باكيدا جاماعات اسلام الفباسينا قايتماق آرزوسوندادير .(ياددان چيخارتماياق اسلام الفباسيدي بو فارس الفباسي يوخ ) بيز لاتينلا يازيب تورك چولوك ادعاسندايق؟؟؟؟؟
اوزوموزه ديليميزده يازي پوزي ايستينده چينيميزه اوزگه پرچمي وئريرلر؟؟؟؟
بيزه حايفلار اولسون !!!!
من آديمي آنتي تورك / فارس سگ / قورد اوغلي و يا ...... قيزي قويوب اوزگه چارشابينا بورونوب يازميرام .
من سليمان ترابي پارس آبادين قارا قاسملي كنديندنم . كيمسه مني بو فكرلريمه گورا اولدوره جكسه بسم الله .
منده توركم . آنجاق انسانام ( انسان اوغليام ) مسلمانام / ايرانليام / توركم .
فارسلادا قارداشام كردله ده يولداش عربله دوستام بلوچلا قارداش .
ملتيمه ده جانيم قوربان / ايرانيمادا جانيم قربان .
لازيم اولسا هر بير اووج تورپاقي اوسته قانيني جانيني وئرن اوز ملتيم بيلديگيم شهيدلريمين قورودوغو ايرانيمين بير اووج تورپاقي اوسته باشدا كسه رم جان دا وئره رم . باشدا وئره رم .
ياشاسين ايران - ياشاسين ايرانين خالقلاري و ياشاسين منيم ملتيم .
ايرانينين آذربايجانينين كردستانينين بلوچستانينين و ....خالقلاري ياشيان ايرانين كيچيك فدايي سي
سليمان ترابي پارس آبادين قارا قاسملي كنديندن
شبکه آ ان اس جمهوری آذربایجان که قبل از این نیز شیطنت های ضد ایرانتی زیادی را از این شبکه شاهد بوده ایم این بار زمان پخش خبر دستگیری چند نفر تروریست در ایالت ترینیداد آمریکا که قصد انجام عملیات تروریستی در فرودگاه جان اف کندی آمریکا را داشته اند به هنگام پخش این خبر به جای تصویر مربوط به آن یک فروند هواپیمای متعلق به شرکت هما سپس دفتر و تابلو سر در این شرکت هواپیمایی در یک فروگاه را پخش نمود .
چندی پیش نیز میر شاهین اقایف به همراه واحد مصطفی اف از مدیران این شبکه فیلم مستند شیطنت آمیزی از ایران تهیه و پخش نمودند .
جهت مشاهده شیطنت این شبکه (پخش تصویر هواپیما و شرکت هواپیمایی ایرانی در خبر مربوط به عملیات تروریستی در آمریکا ) بخش های خبری این شبکه در ساعت ۱۶:۳۰ به وقت ایران ۱۹:۳۰ به وقت ایران را مشاهده کنید .
به ابتکار باشگاه مطبوعات ایروان و باکو ، مجله اینترنتی ادبی ارمنی و آذری به چهار زبان آذری ، ارمنی ، روسی و انگلیسی از اول ماه ژوئن فعالیت خود را آغاز کرد
|
|
این مجله اینترنتی با مساعدت مالی «خدمان امداد کاتولیک» توسط شماری از نویسندگان ارمنی و آذری با شعار مبارزه با تنش ها و بحرانهای قومی و تلاش در راستای شناخت بیشتر ملت ها و جوامع ارمنی و آذری از فرهنگ، ادب و مفاخر یکدیگر تاسیس شده و در آن آثار نویسندگان دو کشور به مخاطبان ارمنی و آذری ارائه می گردد. در اولین شماره از این مجله اینترنتی آثاری از آرمن شکویان، هراند ماتئوسیان، سوسانا هاروطونیان، وانوسیرادقیان و آغاسی ایوازیان نویسندگان معاصر ارمنی و رشاد مجید، رستم ابراهیم بگف، فرخی اوغورلو، یاشار و سمیر سعادت اوغلو ارایه شده است
نتايج يك نظر سنجي در مورد ديدگاه مردم آذربايجان در مورد رابطه با ارمنستان پس از حل مساله قره باغ منتشر شد .
منبع:ایراس
به گزارش روزنامه آذري "دي"، بر اساس يك نظر سنجي صورت گرفته در باكو 56 درصد از پرسش شوندگان مخالفت خود را با عادي شدن روابط ارمنستان و آذربايجان بعد از حل مناقشه قره باغ اعلام داشته اند .سوال اين نظرسنجي اين بود : آيا موافقيد با ارمني ها پس از حل مناقشه قره باغ ارتباط داشته باشيد ؟كه از ميان 2293 شركت كننده 32.8 درصد پاسخ داده اند : بله ، مي توانيم زبان مشتركي بيابيم . 10 درصد از پرسش شوندگان هم پاسخ به اين سوال را سخت دانسته اند
در سال گذشته 35درصد از بازار جهاني نرمافزار كه بالغ بر 6/39ميليارد دلار ميشود، متعلق به نرمافزارهاي دزدي بوده است.
در بازار نرمافزارهاي دزدي، آمريكا و چين با بيشترين ميزان دزدي نرمافزار در ليست نخستين كشورهايي قرار دارند كه دزدي نرمافزار در اين كشورها به ترتيب رقمي معادل 2/7ميليارد دلار و 4/5ميليارد دلار است.اين در حالي است كه اگر محاسبه نرمافزارهاي دزدي شده براساس تعداد كامپيوترهايي باشد كه در هر كشور از softwareهاي دزدي استفاده ميكنند، نوع و نحوه طبقهبندي در اين خصوص تغيير پيدا ميكند.
چنانچه نتيجه تحقيقات اكونوميست كه بر همين اساس است نشان ميدهد كه جمهوري آذربايجان بالاترين نرخ دزدي نرمافزار به ازاي هر كامپيوتر را دارد كه رقمي معادل 262دلار است.
در طبقهبندي اكونوميست كشورهايي كه به عنوان دزدان نرمافزار معرفي شدهاند براساس نرخ تعداد نرمافزارهاي دزدي كه در هر كامپيوتر به كار رفته است رتبه گرفتهاند كه جمهوري آذربايجان در رتبه نخست قرار دارد.
در جدول ارائه شده در اين گزارش 15كشور داراي بالاترين نرخ استفاده از نرمافزارهاي دزدي طبق طبقهبندي اكونوميست معرفي شدهاند.
منبع: دنیای اقتصاد

دبير بخش مطبوعاتي كميته دولتي امور ديني جمهوري آذربايجان (وابسته به دولت اين كشور) به علت اعتراض به تصويب قانون ممنوعيت پخش اذان از مساجد جمهوري آذربايجان از كار بركنار شد.
به گزارش روزنامه هاي چاپ باكو « عاقل حاجي اف » بدستور مستقيم رئيس كميته دولتي امور ديني جمهوري آذربايجان اخراج شده است .
به گفته عاقل حاجي اف هدايت اروج اف رئيس كميته دولتي امور ديني در جواب اعتراض نامبرده در جلسه اين كميته گفته است : تصويب قانون ممنوعيت پخش اذان موضع رسمي دولت اين كشور است .
لازم به ذكر است تصويب قانون ممنوعيت پخش اذان از مساجد جمهوري آذربايجان موجب اعتراض احزاب و محافل اسلامي و مردم مسلمان اين كشور شد ولذا در مدتي كمتر از يك هفته لغو و پخش اذان از مساجد دوباره از سر گرفته شد.
شمار روزنامه نگاران جمهوری آذربایجان که از سفارت خانه های غربی در باکو درخواست پناهندگی سیاسی کرده اند به ۲۳ نفر رسید . بنا به گزارش رسانه های جمهوری آذربایجان سفارت آمریکا به درخواست پناهندگی روزنامه نگاران جمهوری آذربایجان جواب منفی داده است . روزنامه نگاران جمهوري آذربايجان در اعتراض به آنچه اعمال فشار دولت و نبود امكان ادامه فعاليت آزاد خواندند از سفارتخانههاي آمريكا،سوئد، نروژ و انگليس در باكو تقاضاي پناهندگي كردند.
یک روز قبل از برگشتنم به باکو که مصادف با ۲۸ ماه می روز استقلال جمهوری اذربایجان بود برای خداحافظی با دوستان به ایسنا رفتم و سرنوشت برام طوری رقم خورد که برای پوشش کنفرانس خبری روز استقلال آذربایجان به سفارت این کشور رفتم.
حسن اف ، سفیر این کشور خیلی باحال بود. انگار نه انگار که سفیره و تمام زحمات این مراسمو خودش متحمل می شد. اولش یه داستانی از تاریخچه آذربایجان گفت که همه تو خواب شیرین بودند و بعدش سوالات خبرنگارا شروع شد.
اما بخش جالب برنامه کنسرتی بود که به گفته سفیر از بهترینهای آذربایجان بودند. جای همکاران دیگر خالی . دختر ۲۴-۲۵ ساله ای چنان چه چه میزد که آدم فکر میکرد همین الان خفه میشه و نفسش دیگه بالا نمیاد. جدی قشنگ میخوند اما آخه تو یه برنامه رسمی در ایران !!!!!
منبع : وبلاگ رهگذر
منبع: خبرگزاري APA
المار محمدیارف وزیر خارجه جمهوری آذربایجان روز پنجشنبه در باکو با ژوزف وود معاونت مسائل امیتی وزیر امور خارجه امریکا ملاقات و گفتگو کرد.
بگزارش واحد مطبوعات وزارت امورخارجه جمهوری آذربایجان طرفین در این دیدار در باره نظریه (دکترین) امنیت جمهوری آذربایجان بحث تبادل نظر کردند .
ژوزف وود با بیان اینکه جمهوری آذربایجان شریک راهبردی مهمی برای امریکا محسوب میشود، سوالاتی در باره چشم انداز همگرانی جمهوری آذربایجان با کشورهای اروپایی عضو پیمان ناتو و نیز نقش جمهوری آذربایجان در رویدادهای منطقه و نیز تضمین امنیت انرژی مطرح کرد.
طي روزهاي اخير با همه سر و صدائي كه ممنوعيت پخش اذان در مساجد جمهوري آذربايجان تائيد سپس اين قانون با فشار افكار عمومي لغو شد شايد معدود رسانه هاي ايراني بودند كه به اين موضوع مهم پرداختند . اما قابل تامل اينكه طي همين روزها سفير جمهوري آذربايجان در تهران با برگزاري كنفرانس مطبوعاتي به مناسبت تشكيل دولت جمهوري در اين كشور عده اي از خبرنگاران ايراني را انتخاب و به اين كنفرانس مطبوعاتي دعوت مي كنند در اين ميان براي بعضي از خبرگزاريهاي مهم كشور هم دعوت نامه اي ارسال مي شود تا ترفند تبليغاتي سفير جاسوس و موذي اين كشور شكل رسمي تري بخود گرفته و انتشار پيدا كند .
عياسعلي حسن اف در اين كنفرانس مطبوعاتي با تكذيب خبر ممنوعيت اذان مي گويد : اين موضوع براي خراب كردن ذهنيت مردم دو كشور مطرح شده است.
سفير آذربايجان با تكذيب اين خبر هم انتشار اين خبر توسط رسانه هاي ايراني را تكذيب كرده در كنار آن مي گويد :برخي افراد مغرض با انتشار مطالب نادرست بدنبال ضربه زدن به روابط خوب دو كشور هستند،تصريح كرد:انتشار اين مطالب نادرست و مغرضانه هيچ نفعي براي دو كشور و دو ملت ندارد.
حال اهل فن در امور خبر در اينباره قضاوت كنند ...............
پس تابحال نه تنها سفير آذربايجان خبر ممنوعيت پخش اذان را تكذيب كرد بلكه رسانه هاي منتشر كننده اخبار در اين خصوص را مغرض خوانده و آنان را به انتشار مطالب نادرست متهم كرده كه به دنبال ضربه زدن به روابط دو كشور هستند .
نكته جالب توجه ديگر اينكه هر چند اين كنفرانس در موضوع تشكيل اولين دولت جمهوري در اين كشور تشكيل شده اما شخص سفير اين كنفرانس خبري را به محلي براي تبليغ خواسته هاي موذيانه خود و دولت متبوعش تبديل كرده از تريبون رسانه هاي داخلي ما استفاده كافي و وافي را مي كند .
خبرنگاران و رسانه اي ما هم خواسته يا ناخواسته به تور شخص سفير افتاده حاشيه را بر متن ترجيح مي دهند .
هر چند حسناف بااشاره بهكمك ۳ميليارد و ۴۰۰ميليون دلاري آمريكا به ارمنستان تاكيدكرد: حمايت از يك كشور كه بخشي از خاك ما را اشغال كرده،عدالت نيست.
اما بسياري از رسانه هاي ما تيتر ها و ليدهاي نامربوطي براي اين كنفرانس خبري و انتشار اخبار آن استفاده مي كنند .
حسن اف با تكذيب اخباري مبني بر اين كه آمريكا دو پايگاه نظامي در آذربايجان ايجاد كرده است، با زرنگي خاصي موضوع را پيچيده كرده چيز ديگري گفته و طرح اين موضوع را با توطئه اي ديگر به مسئله داخلي ايران و ميان احزاب تبديل مي كند مثلا ببينيد :
حسن اف مي گويد : دبير شوراي امنيت ملي وقت ايران حسن روحاني در سال 2001 سفري به باكو داشت كه در آن زمان وزير امنيت آذربايجان اين مساله را تكذيب كرد.
سفير آذربايجان در تهران در ادامه اين جلسه درپاسخ به سوالي درخصوص احداث پايگاه نظامي از سوي آمريكادر آذربايجان براي استفاده عليه ايران، گفت: اين حرفها درست نيست، اگر شما نقطهاي از آذربايجان را سراغ داريد كه پايگاه آمريكاييها باشد به ما نشان دهيد، چنين مكاني را نخواهيد يافت.
حال بايد اين سووال را مطرح كرد كه آقاي سفير شما نقطه اي از آذربايجان را سراغ داريد كه ردي از آمريكا و اسرائيل در آن نباشد را به ما نشان دهيد ؟ جناب سفير شما چنين مكاني را نخواهيد يافت .
در اين باره و نيات برگزاري اين كنفرانس خبري و نوع انتشار اخبار آن در رسانه هاي داخلي ايران حرفهاي بسياري است كه اميد مي رود با هوشياري سردبيران و خبرنگاران و روزنامه نگاران وطن عزيزمان ايران دوباره شاهد اينگونه اشتباهات خواسته و ناخواسته نباشيم .
چون به هر حال از دو حال خارج نيست يا دانسته است كه آن را بايد خيانت ناميد يا نادانسته كه بايد از اين به بعد هوشيارتر مي بود .
درباره نحوه پوشش اخبار اين كنفرانس براي اينكه سو تفاهي براي هيچ يك از روزنامه ها و خبرگزاريها پيش نيايد خبر هيچ يك از آنها در اين نوشته گنجانده نمي شود اما كابران گرامي و مخاطبان عزيز با جستجو در گوگل يا سايتهاي خبري خبرگزاريهاي داخلي نمونه اي از نحوه پوشش خبري اين كنفرانس خبري سفير جمهوري آذربايجان عباسعلي حسن اف را مشاهده خواهند كرد .
رفع ممنوعيت پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو در مطبوعات روز چهارشنبه جمهوري آذربايجان بازتاب گسترده داشت.
روزنامه "اكسپرس"در مطلبي با عنوان "باكو بدون اذان نميتواند باشد" نوشت: منع استفاده از بلندگوهاي مساجد در باكو لغو شد.
اين روزنامه افزود: رييس اداره روحانيت مسلمانان قفقاز به علت اين كه بدون مشورت و رايزني با رييس جمهوري آذربايجان چنين تصميمي را اتخاذ كرده بود از متدينين اين كشور عذرخواهي كرد.
روزنامه "آزادليق" اعتراضات دينداران جمهوري آذربايجان براي رفع اين ممنوعيت جنجالي را موثر خواند و نوشت، الهام علياف رييس جمهوري آذربايجان پس از ديدار با "اللهشكور پاشازاده" آن را يك اقدام نسنجيده دانست.
روزنامه " "۵۲۵هم در مطلبي از ديدار اللهشكور پاشازاده با الهام علياف خبر داد و نوشت: از اين به بعد پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو واقع در نزديكي مدارس ، بيمارستانها و نهاد رياست جمهوري مطابق مقرراتادامه خواهد داشت.
روزنامه "يني آذربايجان" نيز به رفع ممنوعيت پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو اشاره كرد و به نقل از رييس اداره روحانيت مسلمانان قفقاز نوشت: تنها مشكل بر سر پخش همزمان اذان از مساجد مختلف شهر باكو است كه بزودي حل خواهد شد.
روزنامه روسيزبان "اخو" هم با درج مطلبي در اين مورد به نقل از الله شكور پاشازاده نوشت: هم اداي سنتي اذان و هم پخش آن از بلندگوهاي مساجد ممكن است و در مناطقي كه مساجد كم است دعوت به نماز از طريق بلندگوها انجام خواهد شد.
"زركالو" ديگر روزنامه روسيزبان هم با عنوان " اذان را به دينداران بازگرداندند"نوشت: اين اقدام نسنجيده مقامات باكو را در وضعيت نامطلوبي قرار داد و در جمهوري آذربايجان همه مسلمانان براي مقابله با اين تصميم به پا خواستند.
اين روزنامه نقش رسانههاي جمعي جمهوري آذربايجان به ويژه روزنامههاي آزادليق ، يني مساوات ، زركالو، شبكه تلويزيوني غيردولتي "آينس" و سايت ديني "اسلام كوم " را در لغو اين تصميم موثر خواند و افزود: همبستگي، وحدت و اعتراضات متدينين ، اداره روحانيت مسلمانان قفقاز را براي جستجوي راه خروج از اين بن بست وادار كرد.
زركالو در پايان با تمجيد از رفع ممنوعيت پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو ادعاي ايجاد ناراحتي اذان براي سالمندان ، كودكان و بيماران را بهانهاي بيش ندانست.
اين روزنامه اضافه كرد:تاييد شده است كه نداي اذان تاثير مثبت بر روحيه انسانها دارد و بعنوان پلي ميان انسان و خداي يكتا موجب پالايش روح و روان آنها ميشود.
روزنامه نوويه ورميا هم ضمن پرداختن به اين موضوع به نقل از اللهشكور پاشازاده نوشت: نهادهاي اجرايي باكو بدون توافق قبلي با مقامات بالا در اين زمينه اقدام كردند و باعث نگراني و نارضايتي مردم جمهوري آذربايجان شدند.
گروهي از روزنامهنگاران مطبوعات تعطيل شده "گوندليك آذربايجان" و "رئالني آذربايجان" در باكو از آمريكا و برخي كشورهاي اروپا تقاضاي پناهندگي كردند.
به گزارش ايرنا ، اين گروه ۲۱نفره در پي حبس "عينالله فتحاللهاف" موسس و سردبير "گوندليك آذربايجان" و "رئالني آذربايجان" و بسته شدن دفتر آنها توسط نهادهاي دولتي جمهوري آذربايجان در اعتراض به آنچه اعمال فشار دولت و نبود امكان ادامه فعاليت آزاد خواندند از سفارتخانههاي آمريكا،سوئد، نروژ و انگليس در باكو تقاضاي پناهندگي كردند.
براساس اين گزارش ، سه روزنامهنگار مشغول بكار در روزنامه "آزادليق" وابسته به "جبهه خلق" حزب مخالف دولت الهام علي اف نيز امروز به گروه تقاضاكنندگان پناهندگي پيوستند.
اين در حالي است كه مقامات ذيربط دولت جمهوري آذربايجان ادعاهاي روزنامه- نگاران وابسته به احزاب مخالف مبني بر اعمال فشار به نمايندگان رسانهاي را رد كرده و بيانيههاي ابراز نگراني برخي نهادهاي بينالمللي در باره وضعيت مطبوعات اين كشور را بياساس ميدانند.
درپي ابراز نارضايتي هاي عمومي و اعتراض فعالان اسلامي و روشنفكران ديني به ممنوعيت پخش اذان از بلندگوي مساجد در جمهوري آذربايجان الهام علي اف رييس جمهوري اين كشور دستور لغو اين ممنوعيت را صادر كرد.
« الله شكور پاشازاده » رييس اداره دولتي مسلمانان قفقاز جمهوري آذربايجان دستور الهام علي اف مبني بر لغو ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد را اعلام كرد.
الله شكورپاشازاده گفت : اعلام ممنوعيت پخش صداي اذان تصميم برخي ماموران بوده و علي اف از اين موضوع اطلاعي نداشته است و پس از اطلاع از موضوع از وي خواسته است اين مساله را حل كند!
پاشازاده ضمن اظهار تاسف در مورد تاثيرات منفي كه اعلام ممنوعيت پخش اذان در افكار دينداران جمهوري آذربايجان ايجاد كرده است از مومنان و دينداران خواهش كرد كه ديگر در مورد اين مساله صحبت نكنند!!
رييس اداره مسلمانان قفقار افزود : « حاجي بالا ابوطالب اف » فرماندار باكو با بيان اينكه شكايات زيادي در مورد پخش اذان از بلندگوهاي مساجد دريافت كرده است خواستار شده بود كه صداي اذان از بلندگوها پخش نشود اما من با رييس جمهوري ديدار و توافق كرديم كه خودم به اين مساله رسيدگي و آن را حل كنم .
الله شكور پاشازاده افزود : در برخي جاها صداي بلند اذان ايجاد ناراحتي مي كند . مثلا صداي اذان از مسجدي كه از خيابان شهداي باكو ( مسجد تركيه ) به سوي رياست جمهوري پخش مي شود ممكن است به هنگام حضور رهبران كشورهاي خارجي در رياست جمهوري آذربايجان ايجاد ناراحتي كند! اما اين موضوع نمي تواند در مورد هر شهر و روستايي مصداق داشته باشد.
پاشازاده افزود : اگر در نزديكي بيمارستانها و مدارس به هنگام داير بودن كلاسهاي درس صداي اذان ايجاد ناراحتي مي كند اذان بايد با صداي آهسته گفته شود.
رييس اداره مسلمانان قفقاز افزوده است : مثلا در ايران نيز پيش تر رهبران بطور آشكار اين مطالب را بيان كرده بودند و گفته بودند كه بايد به هنگام نماز صبح احتياط كرد و اذان محتاطانه گفته شود.
الله شكور پاشازاده با تاكيد مجدد بر بي خبر بودن و عدم موافقت الهام علي اف با ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد در جمهوري آذربايجان گفت : الهام علي اف موضع بسيار مثبتي در مورد دين و مساجد دارد.
پاشازاده حمايت رييس جمهوري آذربايجان از مرمت مساجد تازه پير و « گوي مسجد » و مسجد جمعه ايچري شهر باكو را نشانه ديدگاه مثبت الهام علي اف در مورد دين اسلام و مساجد دانست و افزود : نخستين مناره در جمهوري آذربايجان نيز توسط حيدرعلي اف رييس جمهوري پيشين و پدر الهام علي اف در بازسازي زيارتگاه « بي .بي .هيبت » احداث شده است .گفتني است اعلام ممنوعيت پخش صداي اذ ان از بلندگوي مساجد در جمهوري آذربايجان توسط اداره دولتي مسلمانان قفقاز نارضايتي گسترده اي را در ميان گروه هاي اسلامي ايجاد كرده بود و حزب اسلام جمهوري آذربايجان نيزهشدار داده بودكه در صورت لغو نشدن اين ممنوعيت اعتراضات خياباني را در جمهوري آذربايجان شروع خواهد كرد.
شبکه آ ان اس آذربایجان هم اینک در حال پخش اظهارات پاشازاده است .
اخبار تکمیلی در این خصوص تا ساعاتی دیگر در آذربایجان نیوز
مركز غيردولتي دفاع از آزادي اعتقادات ديني در جمهوري آذربايجان ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد اين كشور را به شدت محكوم كرد. اين مركز با صدور بيانيه اي تصميم اداره دولتي مسلمانان قفقاز جمهوري آذربايجان را براي ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد اين كشور را اقدامي خودسرانه توصيف كرد. در اين بيانيه ذكر شده است كه اذان گفتن بخش جدايي ناپذير آزادي ديني و اعتقادات است . بيانيه بر اين نكته تاكيد مي كند كه صداي اذان به معناي دعوت به نماز و بخشي از جهان بيني انسانهاي مومن است و اين حقوق نيز در قانون اساسي جمهوري آذربايجان و اسناد حقوقي بين المللي به رسميت شناخته شده است . حتي در كشورهاي مسيحي نيز كسي باور نمي كند كه اذان اين فراخوان الهي مي تواند مشكلي براي كسي ايجاد كند. اما چگونه شده است كه افرادي در جمهوري آذربايجان اين گونه به اصطلاح مردم دار شده اند در هيچ جاي دنيا پخش صداي اذان به خارج از مساجد ممنوع نشده است و حتي در كشورهاي اروپايي و آمريكا نيز به هنگام نماز صداي اذان پخش مي شود و هيچ كس حتي تصور اين را نيز نمي كند كه طور ديگري در اين مورد رفتار شود. در اين بيانيه رئيس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني در جمهوري آذربايجان اظهار اميدواري كرده است كه اين دستورالعمل بخشي از « سياست سنجيده شده » دولت نباشد و صرفا خواسته برخي ماموران دولتي براي دستيابي به منافع شخصي شان باشد و بزودي اين دستورالعمل لغو شود.
مطلب روزنامه جمهوری اسلامی در این آدرس قابل مشاهده است
· احمد كاظمي
در ماههاي اخير و با آشكار شدن چهرة دروغين ادعاي هولوكاست از سوي محققان غربي، رژيم صهيونيستي تلاش خود را براي تحميل اين ايده ساختگي به افكار عمومي در اقصي نقاط جهان از جمله كشورهاي قفقاز به ويژه ايران شمالي (جمهوري آذربايجان/ اران) افزايش داده است.
مظلومنمايي قوم يهود از جمله محورهاي فعاليت رژيم صهيونيستي در اقصي نقاط جهان و از جمله در جمهوري آذربايجان است. رژيم صهيونيستي از اين طريق سعي در سرپوش گذاشتن بر جنايات وحشيانة خود در فلسطين و لبنان خود دارد.
هر ساله با كمك سفارت رژيم صهيونيستي در باكو و باشگاه سلام ـ شالوم و بنياد سوروس، به ياد به اصطلاح قربانيان يهودي در جنگ جهاني دوم مراسمي در باكو برگزار ميشود. در اين راستا مراسم يادبود به اصطلاح شش ميليون يهودي كشته شده!! هنگام جنگ جهاني دوم، اوايل سال جاري ميلادي توسط سفارت اسرائيل در باكو برگزار شد. سفير رژيم صهيونيستي در باكو نيز طي ماههاي اخير در مصاحبههايي با روزنامههاي غربگرا در ايران شمالي كوشيده است افسانه هولوكاست را واقعي نشان دهد. جالب اينكه مقامات صهيونيستي در باكو افسانه هولوكاست را با مسئله فاجعه روستاي خواجهعلي (خوجالي) مشابهت ميدهند تا از احساسات پاك مردم مسلمان منطقه بهرهبرداري كنند. اما همين مقامات در ارمنستان هولوكاست را با به اصطلاح كشتار ارامنه ارتباط ميدهند و مدعي ميشوند كه قوم يهود و ارمني با يك مصيبت روبرو شدهاند! اين موضوع به خوبي رياكاري رژيم صهيونيستي و تلاش اين رژيم براي مطرح كردن افسانه هولوكاست با هر وسيله ممكن را نشان ميدهد.
بايد گفت كشتار شش ميليون يهودي در جنگ دوم جهاني توسط رژيم هيتلر، افسانهاي است كه با هيچ منطقي سازگار نيست. ابتداييترين و روشنترين دليل در افسانه بودن اين ماجرا، اين است كه در آن روزگار در سطح اروپا و مناطق اشغالي رژيم هيتلر اصلاً شش ميليون يهودي وجود نداشت و حتي بعد از گذشت بيش از 50 سال از جنگ جهاني دوم نيز در اين مناطق شش ميليون يهودي يافت نميشود.
افسانه كشتار شش ميليون يهودي را نظريه پردازان صهيونيسم جعل كردند تا تحت پوشش تبليغات گسترده و مستمر و مظلومنمايي، مردم جهان را براي تشكيل يك كشور صهيونيستي و اشغالي سرزمينهاي اسلامي تحت تأثير قرار داده و زير چتر اين تبليغات، جنايات تاريخي خود را پنهان كنند.
بسياري از محققان و نويسندگان مستقل جهان، تحقيقات عميقي درباره افسانه كشتار يهوديان در جنگ دوم جهاني انجام داده و به اين نتيجه رسيدهاند كه اين ماجرا ساخته و پرداخته نظريه پردازان صهيونيسم بينالمللي و امپراتوري رسانههاي آنهاست.
چند سال پيش «روژهگارودي» نويسنده سرشناس فرانسوي، كتابي در اين باره نوشت و با استناد به اسناد و مدارك معتبر ثابت كرد كه افسانه كشتار يهوديان براي فريب افكار عمومي جهان و پيشبرد سياستهاي اشغالگرانه صهيونيستها جعل شده است. جالب است كه در فرانسه كه خود را مهد آزادي و دموكراسي ميداند، روژهگارودي به جرم نوشتن كتاب محاكمه و جريمه شد و حتي صهيونيستها اين نويسنده بزرگ و انديشمند جهاني را مورد حمله قرار داده و مضروب كردند.
در سال 1385 كنفرانس بزرگي در تهران در خصوص «افسانه هولوكاست» برگزار شد و در آنجا بسياري از محققان غربي به ويژه از آلمان، فرانسه، اتريش ، بلژيك ، هلند و دانمارك با ارائه مستنداتي نشان دادند كه هولوكاست افسانهاي بيش نيست. جالب اينكه اين محققان بعد از بازگشت به كشورهايشان به انحاي مختلف تحت فشار و تعقيب قضايي قرار گرفتند. اين موضوع نشان داد كه مدعيان دموكراسي غربي، تحمل شنيدن نظريات واقعبينانه در مورد هولوكاست را ندارند.
طي بيش از نيم قرن گذشته، پروژه ضد بشري نسلكشي ملت فلسطين توسط يهوديان صهيونيست با حمايت غرب ادامه يافته و طي اين مدت ميليونها فلسطيني آواره اجازه نيافتهاند، كشوري كوچك در سرزمينهاي اشغالي خود تشكيل دهند.
ايران شمالي يك كشور اسلامي است و مردم اين كشور مسلمان و شيعه هستند. در حالي كه صدها هزار فلسطيني طي دهههاي اخير توسط صهيونيستها كشته، آواره و بيخانمان شدهاند و اين نسلكشي ادامه دارد، آزادي عمل صهيونيستها براي ترويج افسانه هولوكاست از نظر افكار عمومي غيرقابل قبول است. صهيونيستها در پشت اين افسانه به دنبال پنهان كردن جنايات خود هستند، از اين رو همراهي باكو با ايدههاي توسعهطلبانه رژيم صهيونيستي نظير افسانه هولوكاست در واقع نوعي تائيد تجاوزگري و به صورت غيرمستقيم به معناي همكاري معنوي با ارمنستان نيز ميباشد.
پخش اذان از بلندگوي مساجد جمهوري آذربايجان ممنوع شد
برغم افزايش گرايش مردم جمهوري آذربايجان به احياي سنن اسلامي بار ديگر پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد جمهوري آذربايجان همانند دوره حاكميت رژيم كمونيستي اتحاد جماهير شوروي ممنوع شد. به گزارش رسانه هاي جمهوري آذربايجان اداره دولتي مسلمانان قفقاز ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد را اعلام كرده است . اداره دولتي مسلمانان قفقاز ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد را از روز چهارشنبه ممنوع كرده و از اين پس اذان بايد بدون بلندگو گفته شود. در همين حال « راميز مهدي اف » رئيس نهاد رياست جمهوري آذربايجان روز چهارشنبه در حاشيه برگزاري يك همايش بين المللي در باكو در موضوع « دموكراسي » كه با حضور ميهماناني از آمريكا و اروپا برگزار شده بود سخنان تهديدآميزي عليه مبلغان اسلامي بيان كرد و جمهوري آذربايجان را داراي دين و فرهنگ خاص خود معرفي نمود. ممنوعيت پخش صداي اذان از بلندگوي مساجد جمهوري آذربايجان در شرايطي است كه امكانات زيادي براي تبليغ جنبه هاي مبتذل فرهنگ غربي و فرقه هاي جعلي همچون بهائيت كريشناييت ها و شيطان پرست ها در جمهوري آذربايجان فراهم شده است . پيشتر ممنوعيت اعلام نشده اي براي برخي كتب اسلامي و شيعي از جمله كتب زندگاني امامان معصوم (ع ) و رساله هاي توضيح المسائل برخي مراجع عاليقدر شيعه در جمهوري آذربايجان اعمال شده بود.
مطلب روزنامه جمهوری اسلامی در این آدرس قابل مشاهده است
به گزارش منابع خبري باكو، مردم مسلمان جمهوري آذربايجان اذان را نداي الهي و آسماني ميدانند و ميگويند صداي ملكوتي اذان فقط ميتواند موجب ناراحتي شياطين شود.
بر اساس اين گزارش، متدينين اين كشور تاكيد اداره روحانيت قفقاز به اداي سنتي اذان در مساجد را غيرمنطقي و نامعقول دانستند و گفتند : اين روش براي فراخواني همه نمازگزاران و ايجاد انگيزه در ميان مردم مسلمان براي اداي نماز كافي نيست.
پيشتر "عاكف آقايف" يكي از مسوولان اداره روحانيت مسلمانان قفقاز علت اين تصميم را شكايت افراد سالمند و برخي خانوادههاي داراي كودكان خردسال و افراد بيمار خوانده و بر ضرورت اداي سنتي اذان در مساجد تاكيد كرده بود.
روزنامه "آزادليق" با انعكاس اين مساله نوشت: بيشتر مردم مسلمان باكو معتقدند، پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باعث نارضايتي برخي افراد برجساز در همسايگي "گوي مسجد" اين شهر شده است.
اين روزنامه افزود: متدينين سومقايت نيز تصميم اداره روحانيت مسلمانان قفقاز را بيمعني خواندند و گفتند، تابحال در هيچ كشوري حتي در كشورهاي مسيحي ، از پخش اذان جلوگيري نشده است.
مردم مسلمان اين شهر با اشاره به كاخهاي جشن و عروسي در هر منطقه باكو و اطراف آن سوال كردند چرا صداي موسيقي كه تا نصف شب شنيده ميشود باعث بيداري و ناراحتي برخيها نميشود؟
بر اساس اين گزارش آنها ممنوعيت پخش اذان را بهانه دانسته و تاكيد كردند كه وضعيت در جمهوري آذربايجان به گونهاي است كه هر كس بنا به دلخواه خود رفتار ميكند.
آزادليق نوشت: يك جوان اهل سومقايت كه از ذكر نام خود خودداري كرد ، اقدام اداره روحانيت مسلمانان قفقاز را زير پاگذاشتن ارزشها و هنجارهاي ديني دانست و گفت: اذان دعوت به نماز است و جلوگيري از آن درست نيست.
وي ادعاي شكايت مردم از پخش اذان را غيرقابل باور خواند و افزود: اين يك نوع حقهبازي بانيان مساله است كه هيچ اعتقادي به اسلام و معنويات ندارند.
اين روزنامه به نقل از نمازگزاران مسجد "اژدربيگ " باكو نوشت: موضوع بر سر اداي سنتي و يا پخش اذان از بلندگوهاي مساجد نيست بلكه جلوگيري از گسترش روز افزون اسلام در جمهوري آذربايجان و تضعيف آن است.
بر پايه اين گزارش ساكنان مناطق مسكوني نزديك به مساجد هم صداي اذان را براي اعضاي خانواده خود از كودك گرفته تا بزرگسالان ناراحتكننده ندانستند و گفتند: مردم به نداي الهي دهن كجي نميكنند و اين حكومت است كه ارزشهاي ديني را زير پا گذاشته است و بيم آن ميرود كه فردا اداي نماز هم ممنوع شود.
در اين ميان روزنامه "اكسپرس" در مطلبي از حمايت "هدايت اروج اف" رييس كميته دولتي امور ديني جمهوري آذربايجان از اداي سنتي اذان در مساجد خبر داد و نوشت: اروجاف خبر ممنوعيت اداي اذان را نادرست خواند.
وي با اشاره به تاريخ اسلام و اداي سنتي اذان طي اين مدت افزود: استفاده از بلندگوها طي ۵۰سال اخير رواج يافته است.
وي در ادامه ناراحتي و نارضايتي عدهاي از پخش اذان از طريق بلندگوها را تاييد كرد و تصميم شيخالاسلام "الله شكور پاشازاده" در اين زمينه را درست تلقي كرد.
وي اداي سنتي اذان و اجراي فرايض ديني متدينين در مساجد را بهتر خواند و گفت: تصميم شيخالاسلام بايد به نشانه احترام به ارزشهاي اسلامي ارزيابي شود.
"القار ابراهيماوغلي" رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني جمهوري جمهوري آذربايجان باانتشار بيانيهاي تصميم ديروز اداره روحانيت مسلمانان قفقاز در ممنوعيت پخش اذان از مساجد را اقدامي خودسرانه و غيرمنطقي خواند.
وي در اين بيانيه پخش اذان را بخش جداييناپذير آزادي ديني و اعتقادات اسلامي دانست و گفت: صداي اذان به معناي دعوت به نماز و جزو جهان بيني اسلامي و انسانهاي مومن است كه در قانون اساسي جمهوري آذربايجان و عرف بينالمللي به رسميت شناخته شده است.
ابراهيم اوغلي ممنوع شدن پخش اذان از طريق بلندگوها در مساجد باكو توسط اداره روحانيت مسلمانان قفقاز و نهادهاي دولتي ذيربط جمهوري آذربايجان را نقض حقوق بشر و اقدامي بيسابقه خواند.
وي پخش اذان در مساجد جمهوري آذربايجان را يكي از دستاوردهاي مهم پس از استقلال اين كشور خواند و گفت: اعمال ممنوعيت جديد در اين زمينه به معني سوق دادن دوباره كشور به سمت بيديني زمان شوروي سابق است.
وي افزود: در هيچ جاي دنيا و حتي در كشورهاي اروپا و آمريكا پخش اذان در خارج از مساجد ممنوع نشده است و هيچ كس تصور آن را نيز ندارد كه در اين خصوص طور ديگري رفتار شود.
ابراهيم اوغلي ادعاي ممنوعيت پخش اذان از طريق بلندگوها بخاطر آسايش شهروندان را بياساس خواند و گفت: حتي در كشورهاي مسيحي هم كسي باور نميكند كه اين فراخوان الهي ميتواند مشكلي براي كسي ايجاد كند.
وي ابراز اميدواري كرد كه اداره روحانيت قفقاز و نهادهاي مربوطه دولتي جمهوري آذربايجان هر سريعتر در مورد اين اقدام نسنجيده خود تجديد نظر و ممنوعيت مذكور را لغو كنند.
"حاجيآقا نوري اف" رهبر حزب اسلامي جمهوري آذربايجان نيز به ايرنا گفت:
ممنوعيت و محدوديت در پخش اذان به معني بياحترامي به مردم مسلمان جمهوري آذربايجان است و اين اقدام ميتواند پيامد ناخوشايند براي ملت و كشور داشته باشد.
وي افزود: اذان صيقلدهنده روح مردم است و پخش آن در جمهوري آذربايجان و بخصوص در مساجد پايتخت آن يك دعاي الهي است كه هر گونه ايجاد محدوديت در اين زمينه منجر به بلا و گرفتاري خواهد شد.
وي بيان كرد: ما در حال حاضر علت اصلي اين اقدام را بررسي ميكنيم كه تحت تاثير چه شرايط و فشارهاي چه محافلي بكار گرفته شده و خواستار روشن شدن اين موضوع هستيم.
نوري اف گفت: اگرچه اين اقدام نسنجيده تحت فشارهاي خارجي صورت ميگيرد ، ولي محافل صهيونيسم بينالملل در آن بيتاثير نيست.
وي نيز دليل ممنوع شدن پخش اذان از طريق بلندگوها بخاطر آسايش شهروندان را بياساس خواند و گفت: بيش از ۹۸درصد ساكنان باكو مسلمان هستند و بعيد به نظر ميرسد كه كسي از شهروندان مخالف پخش رحمت الهي باشد.
"الشن مصطفياوغلي" رييس مركز اجتماعي غير دولتي "راه معنوي" جمهوري آذربايجان هم در گفتگو باايرنا اين تصميم اداره روحانيت مسلمانان قفقاز را غيرمنتظره خواند و گفت: اين اداره بود كه پس از فروپاشي شوروي در زمينه پخش اذان از طريق بلندگوها در مساجد با شور و شوق اقدام و مساجد را با دستگاههاي لازم در اين زمينه تجهيز ميكرد.
وي افزود: اكنون اعمال محدوديتهاي در پخش اذان را فقط ميتوان گامي به عقب در زمينه گسترش ارزشهاي معنوي در جامعه جمهور آذربايجان ارزيابي كرد.
مصطفياوغلي، ادعاي مشكل ايجاد كردن پخش اذان از طريق بلندگوها براي آسايش مردم را رد كرد و گفت: در كشورهاي مختلف اروپا و در آمريكا همواره زنگهاي كليساها به صدا در ميآيد و نيز در اين كشورها اذان از بلندگوها پخش ميشود ولي كسي تا به حال اعتراضي نداشته است.
وي اين تصميم را تصنعي و تاسفبار خواند و ابراز اطمينان كرد كه مبتكران ممنوعيت پخش اذان در تصميم خود تجديد نظر خواهند كرد.
مصطفياوغلي گفت: اين اقدام زمينه ايجاد اختلافات ديني و مذهبي در جمهوري آذربايجان را فراهم ميكند و به همين خاطر بايد از اين گونه اقدامات نسنجيده پرهيز كرد و حقوق ديني و معنوي مردم در حد لازم تامين شود.
در اين ميان برخي روزنامههاي چاپ باكو نيز در شماره امروز خود اقدام اداره روحانيت مسلمانان قفقاز در ممنوع كردن پخش اذان را غيرمنطقي و نسنجيده خوانده و آن را محكوم كردند.
روزنامه "يني مساوات" در مقالهاي باعنوان " پخش اذان در مساجد ممنوع شد" نوشت: در هيچ كشور جهان ممنوعيت مشابه وجود ندارد.
اين روزنامه: اقدام مذكور را بيسابقه و غيرمنتظره خواند و توضيحات ارايه شده براي توجيه آن را غير قابل قبول دانست.
اين روزنامه اضافه كرد: بر اساس اطلاعات بدست آمده دستور اين اقدام توسط دولت به اداره روحانيت مسلمانان قفقاز داده شده و به فرمانداران و شهرداران همه مناطق دستور نظارت جدي به اجراي ان صادر شده است.
روزنامه يني مساوات با اشاره به اين كه پخش اذان توسط بلندگوها مدتي پيش توسط مسوولان نخجوان نيز ممنوع شده است، افزود: اميدوار هستيم كه اين تصميم شرمآور بزودي لغو شود.
روزنامه روسي زبان "زركالو" نيز در گزارش مشروح باعنوان " آيا جنگ عليه خدا؟" نوشت: ممنوع سدن پخش اذان از طريق بلندگوها در مساجد باكو در پي محدوديت وارد كردن كتابهاي ديني به جمهوري آذربايجان از كشورهاي خارجي صورت ميگيرد.
اين روزنامه افزود: اقدام مشابه حتي در خود تركيه كه دولت آن نيز متكي بر نظام لاييك است بكار گرفته نشده است.
اين منبع نوشت: در شرايطي كه دولت باكو جامعه جهاني را مطمئن ميكند كه حقوق و آزادي افراد متدين در جمهوري آذربايجان نقض نميشود ولي اين حقوق توسط ماموران دولتي محدود ميشود.
اين روزنامه پيش بيني كرد در آينده نزديك جلوگيري از حضور نوجوانان در مساجد جمهوري آذربايجان نيز تشديد شود در حالي است كه هماكنون تحصيل ديني در خارج از كشور نيز ممنوع شده است.
زركالو نوشت: اخيرا روي آوردن جوانان آذري به دين اسلام بيش ازپيش گسترش يافته و اين امر موجب كاهش اعتياد، فساداخلاقي و ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي در اين كشور شده است.
اين روزنامه افزود: چنين به نظر ميرسد كه گسترش ارزشهاي ديني در جامعه موجب نگراني دولت شده و به همين خاطر تدريس درسهاي ديني در مدارس ممنوع شده و دانشآموزان حتي از امكان آشنايي با تاريخ اسلام محروم هستند.
روزنامه آزادليق نيز در گزارش مشابه باعنوان "پخش اذان در باكو از ديروز(چهارشنبه) ممنوع شد" از اين اقدام انتقاد كرد.
در اين سايت اسلامي بخشهاي مختلفي درباره زندگاني پيامبر اسلام، تاريخ اسلام ، قرآن مجيد، احاديث، نماز، روزه، حج و اعياد اسلامي و نيز بخش ويژه براي آشنايي كودكان با دين اسلام گنجانده شده است.
به گزارش ايرنا، "الشاد ميري" طراح اين سايت اينترنتي گفت: يكي از اهداف اصلي اين سايت آذري و روسي گسترش دادن معارف اسلامي در جامعه و مبارزه با خرافات است.
وي افزود: راهاندازي اين سايت اسلامي در شرايطي كه ميسيونرها و مبلغان غيراسلامي براي گسترش فعاليتهاي تبليغي ديني وفرهنگي در جمهوري آذربايجان تلاش ميكنند از اهميت زيادي برخوردار است.
ميري اضافه كرد: در حال حاضر نياز بيشتري به تبليغ علمي دين اسلام در جامعه جمهوري آذربايجان وجود دارد و بايد در اين زمينه تلاش شود.
وي تعطيل شدن برنامههاي ديني و تبليغ ارزشهاي اسلامي در برخي شبكههاي تلويزيوني جمهوري آذربايجان و نيز روند كاهش اين نوع برنامههاي مشابه در اين شبكهها را تاسف بار و غيرقابل توجيه خواند.
بيش از ۹۸درصد جمعيت هشت ميليون و ۳۰۰هزار نفري جمهوري آذربايجان مسلمان هستند كه ۷۵درصد آنها اهل تشيع ميباشند.
به گزارش ايرنا، اين عده قصد داشتند با تجمع غيرمجاز در مقابل سفارت جمهوري اسلامي ايران در باكو، به آنچه نقض حقوق و توهين به آذريهاي ايران مي خواندند، اعتراض كنند.
پليس باكو به اين عده كه تعداد آنها كمتر از ده نفر بود، امكان نزديك شدن به سفارت ايران را نداد و ضمن متفرق كردن، برخي از آنها را بطور موقت بازداشت كرد.
در طول چهار ماه اخير، اين چهارمين تلاش اعضاي حزب استقلال ملي جمهوري آذربايجان براي برپايي تظاهرات و تجمع ضدايراني در مقابل سفارت كشورمان است.
حزب استقلال ملي جمهوري آذربايجان، كه با اعضاي محدود، جايگاهي در بين مردم اين كشور ندارد وهر از چند گاهي تلاش ميكند باصطلاح با دفاع از حقوق آذريهاي ايران، از طريق اين گونه اقدامات، جايگاهي را براي خود كسب كند.
اين حزب، پيشتر يكي از احزاب سياسي مخالف سرسخت دولت حيدر علي اف بشمار ميرفت و "اعتبار محمداف" رهبر اين حزب در انتخابات رياست جمهوري سالهاي ۱۹۹۸و ۲۰۰۳ميلادي به ترتيب از رقباي اصلي حيدر علياف و فرزندش الهام علياف بود.
اعتبار محمداف پس از شكست در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۳ميلادي در مقابل الهام علياف، اعلام كرد كه از اين پس در امور سياسي جمهوري آذربايجان دخالت نخواهد كرد و صرفا به دفاع از حقوقهاي آذريهاي ايران مشغول خواهد شد.
محافل سياسي جمهوري آذربايجان در حال حاضر محمداف را يك ورشكسته سياسي ميدانند و كارشناسان آذري معتقدند كه وي اقدامات باصطلاح دفاع از حقوق آذريهاي ايران را به دستور حاميان غربي خود و براي كسب اعتبار سياسي مجدد انجام ميدهد.
اين كارشناسان ميگويند حزب استقلال ملي اگر ميتواند بجاي اين كارها، از حقوق مردم خود و آذريهاي رانده شده از منطقه قرهباغ دفاع كند.
روابط دولت حاکم بر ایران شمالی ( خاندان علی اف ها ) با صهیونیسم جهانی روز به روز گسترده تر میشود . سال گذشته صهیونیسم جهانی کوشید تا کنگره یهودیان اوراسیا را در باکو مرکز منطقه شیعه نشین ایران شمالی برگزار کند که با مخالفت مردم مسلمان ایران شمالی این کنگره برگزار نشد. گزارشهای متعدد فعالان حرکت آزادیبخش ایران شمالی از باکو حاکی است که بار دیگر تلاش برای برگزاری همایش یهودیان در باکو آغاز شده است . چندی قبل ناظم ابراهیم اف از مقامات باکو به فلسطین اشغالی سفر کرد و با حضور وی تشکلی به نام مرکز بین المللی آذربایجان – اسراییل طی مراسمی اغاز به کار کرد. مقاله ذیل نگاهی دارد به فعالیتهای مراکز صهیونیستی یهودیان اوراسیا و اقدامات و اهداف آنها:
پيوند حياتي رژيم حاكم بر ايران شمالي با پديده منفور صهيونيسم
عضو کادر تحریریه مجله ایران شمالی
كنگرة يهوديان جهان، به عنوان تشكلي جهاني كه مركز آن در آمريكاست، در راستاي حفظ موجوديت رژيم اشغالگر قدس و سازماندهي يهوديان براي حمايت از منافع صهيونيسم جهاني و نفوذ صهيونيسم در كشورهاي مختلف جهان ـ بويژه كشورهاي اسلامي ـ از طريق اقليتهاي يهودي ساكن فعاليت ميكند.
در آستانة فروپاشي شوروي و در ساية برنامههاي اصلاحات گورباچف، مهاجرت يهوديان از اتحاد جماهير شوروي آزاد شد و با هماهنگي اسراييل و لابي جهاني صهيونيسم ، صدها هزار تن از يهوديهاي شوروي به سرزمين اشغال شدة فلسطين برده شدند. هزاران تن از يهوديان ياد شده اكنون نقش ويژهاي را در نفوذ دولت صهيونيستي در جمهوريهاي سابق شوروي ايفا ميكنند. فعاليت كنگرة يهوديان اوراسيا (اروپا ـ آسيا)، حركتي در راستاي بسترسازي براي گسترش نفوذ رژيم صهيونيستي در جمهوريهاي سابق شوروي ، بخصوص كشورهاي مسلمان نشين است. در بين اين كشورها ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) براي رژيم صهيونيستي و كنگرة جهاني يهوديان اهميت ويژهاي دارد. نخست از آن روي كه ايران شمالي سرزميني شيعه نشين و پارهاي از پيكر ايران است. ديگر اينكه همسايگي ايران شمالي با ايران، و حضور سياسي، امنيتي ، اقتصادي و فرهنگي رژيم صهيونيستي در اين سرزمين، امكان فعاليتهاي گستردهاي را عليه ملت ايران فراهم ميكند.
روابط رسمي رژيم صهيونيستي با رژيم حاكم بر ايران شمالي، در دورة حاكميت پان تركيستهاي غربزدة افراطي (دورة ايلچي بيگ) آغاز شد. پان تركيستهاي ضد ايراني در روياهاي خود تصور ميكردند كه در جهان قدرتي نيرومندتر از «لابي صهيونيسم» وجود ندارد و با تكيه بر اين لابي نه تنها ميتوانند قرهباغ را آزاد كنند، بلكه قادر به تجزية ايران نيز خواهند بود!؟ با گذشت پانزده سال از دورة حاكميت ايلچي بيگ ، نه تنها هنوز يك وجب از اراضي قرهباغ آزاد نشده است، بلكه در قرهباغ دولتي تشكيل شده كه نمايندگي رسمي آن در آمريكا فعال است.با سقوط ايلچي بيگ و حاكميت خاندان علي افها بر ايران شمالي، به دليل ماهيت لاييك، دنيوي و غربگرايانة حاكميت جديد، نفوذ اسراييل در ايران شمالي گسترش يافت. پس از فوت حيدر علي اف، بر دامنة نفوذ رژيم صهيونيستي در ايران شمالي افزوده شد. بخصوص طي يك سال گذشته، باكو همواره شاهد حضور هيأتهايي از تشكيلات صهيونيسم جهاني بوده است. در فروردين 1385 ناگهان اخباري مبني بر برپايي كنگرة جهاني يهوديان در باكو منتشر شد و تعجب همگان را برانگيخت. «برپايي كنگرة يهوديان در كشوري مسلمان و شيعه چه معنايي ميتواند داشته باشد؟» به دنبال برخي اعتراضها و درك مقامات باكو از اينكه برپايي كنگرة يهوديان جهان در باكو، ميتواند چهرة حقيقي آنها را در ميان مسلمانان جهان افشا كند، برپايي اين كنگره لغو شد. اما اخيراً بار ديگر تحركاتي براي برپايي كنگرة يهوديان اوراسيا در باكو صورت ميگيرد. با ذكر اين نكته كه روابط با رژيم صهيونيستي در آينده هزينههاي سنگيني براي رژيم حاكم بر ايران شمالي خواهد داشت، خوانندگان گرامي را با كنگرة يهوديان اوراسيا آشنا ميكنيم. مقالهاي كه ميخوانيد براساس مقاله ای از محقق ارجمند «آقاي پرويز قاسمي » توسط اقای ائلشن نصیر اف تدوین شده است:
كنگره يهوديان اوراسيا بمنظور دفاع ازحقوق و منافع يهوديان و حمايت از جوامع و انجمنهاي وابسته به يهوديان جهت دستيابي به اهداف، منافع و مطالبات خود از طرق مختلف از جمله معرفي رسمي آنان به دولتهاي كشورهاي منطقه اوراسيا و سازمانهاي بين المللي تاسيس شده است.
كنگره مذكوركه وابسته به كنگره يهوديان جهان مي باشد، فعاليتهاي گسترده اي را در كشورهاي منطقه اوراسيا بويژه در جمهوريهاي روسيه، اوكراين، قزاقستان و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) داشته و علاوه بر برگزاري سمينارها و ميزگردها موضوعاتي چون حمايت از حقوق يهوديان، موضوع هولوكاست، صهيونيزم و سامي ستيزي در برقراري ارتباط وتبادل آرا وافكار بين روشنفكران و اصحاب قلم و جرايد و مطبوعات اسرائيل و منطقه اوراسيا بطور گسترده اي فعال مي باشد. برنامه ريزي در خصوص ديداررهبران جمهوريهاي مشترك المنافع با رهبران جوامع يهودي از ديگرمواردي مي باشد كه اين امر بويژه در جريان سفر روساي جمهور اين كشورها به آمريكا و براساس هماهنگي با كنگره يهوديان جهان صورت ميگيرد. درجنگ 33 روزه لبنان، با حمايت و هماهنگي كنگره، هياتي از نويسندگان اسرائيلي جهت تبيين مواضع رژيم صهيونيستي و جلب حمايت دولتها، روشنفكران و افكار عمومي منطقه از اسرائيل به منطقه سفر كردند و كمكهايي را براي بازسازي مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله جمع آوري نمودند. متعاقب ديدار هيات اسرائيلي از ايران شمالي، روسيه و اوكراين و ...، كنگره هياتي از خبرنگاران و روزنامه نگاران جمهوريهاي مشترك المنافع را براي بازديد از مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله به اسرائيل اعزام نمود.
اهداف و برنامه هاي كنگره يهوديان اوراسيا كه بطور مشترك و همراستا با كنگره يهوديان جهان مي باشد بشرح زير اعلام شده است:
كمك به وحدت و يكپارچگي يهوديان، كمك به تاسيس وفعاليت سازمانها ،موسسات، انجمنها و نهادها تخصصي يهودي كه فعاليت آنها درراستاي ترويج، احيا و توسعه حيات ملي يهود مي باشد.
*حمايت از مواضع اسرائيل در جوامع بين المللي
* تلاش و فعاليت درزمينه حقوق بشر ، دفاع از حقوق فردي يهوديان و حقوق انجمنها و جمعيتهاي يهودي
* كمك به توسعه روابط با كليساهاي مسيحي، اسلام و ساير اديان در راستاي منافع صهيونيزم
*ارائه كمكها و حمايتهاي لازم به مراكز و موسسات فرهنگي، آموزشي و علمي كه فعاليتهاي آنها درزمينه بررسي، مطالعه و گسترش فرهنگ يهود مي باشد.
* حمايت از طرحها و فعاليتهايي كه به برسي و معرفي زندگي يهوديان اوراسيا مي پردازد و نيز حمايت از انعكاس مطبوعاتي و رسانه اي مسائل يهوديان اوراسيا
*حفظ ميراث مادي و معنوي يهود
*حمايت از خانوده هاي قربانيان داستان هولوكاست
* حمايت از حقوق يهوديان اوراسيا از طريق پيشنهاد طرحها و لوايح جهت اعمال در قوانين كشورها و....
مجمع عمومي كنگره بالاترين نهاد ( ارگان ) اداري كنگره يهوديان اوراسيا محسوب مي شود.
مجمع عمومي اجلاس عمومي كنگره را هر 5 سال يكبار وهمزمان با برگزاري مجمع عمومي كنگره يهوديان جهان برگزار مي نمايد. در مجمع عمومي هر موسس داراي يك راي مي باشد.
تركيب نمايندگان مجمع عمومي بر اساس تعداد جمعيت يهودي تبار در هر يك از كشورهاي اوراسيا تعيين ميگردد. بازاي هر 5 هزار جمعيت يهود ، موسسان از هر يك از اين كشورها مي توانند يك نماينده ، از 5 تا 25 هزار نفر دو نماينده و از 25 هزار نفر به بالا بازاي هر 25 هزار نفر يك نماينده داشته باشند.
شوراي عمومي:
شوراي عمومي، كارهماهنگي فعاليتهاي كنگره را برعهده دا رد. ازهر يك ازمؤسسان يك نماينده ترجيحا رؤسا ويا معاونان سازمانهاي جوامع يهودي كشورهاي اوراسيا براي شوراي عمومي انتخاب ميگردد. طبق موافقت هيئت رئيسه ، مؤسسان قزاقستان، روسيه ،اوكراين واستراليا مي توانند درشوراي عمومي نمايندگان بيشتري داشته باشند .افزايش تعداد نمايندگان ساير مؤسسان نيزمنوط به تصميم وموافقت هيئت رئيسه مي باشد. اجلاس شوراي عمومي حد اقل يكباردرسال تشكيل ميگردد. دبيرخانه:
دبيرخانه كارتهيه وتدوين برنامه كاري وايدئولوژيكي كنگره را برعهده دارد.
جوانان، نژادپرستي / سامي ستيزي، حمايت از قربانيان هولوكاست، روابط با اسرائيل، روابط با سازمانهاي يهودي منطقه اوراسيا، اطلاعات وخبر، مسائل مالي، روابط ديني وفرهنگ درهمكاري با سازمانهاي بين المللي ذيربط، تحقيق وپژوهش درراستاي فعاليتهاي كنگره ، اولويتهاي اصلي فعاليتهاي دبيرخانه را تشكيل مي دهند. دبير كل، عضو شوراي كل وهيئت رئيسه كنگره مي باشد.
حوزه مديريت:
حوزه مديريت، هدايت ورهبري فعاليتهاي جاري كنگره را برعهده داشته و تصميمات مجمع عمومي، هيئت رئيسه ورئيس كنگره را اجرا مينمايد . رئيس حوزه مديريت توسط هيئت رئيسه براي مدت 5 سا ل انتخاب مي گردد. خزانه دار كنگره نيز درحوزه مديريت فعاليت دارد . اعلام احكام و دستورات وعزل و نصبهاي كاركنان، تشويقات و....جزء وظايف حوزه مديريتي محسوب مي شوند.
رهبران ومسئولان كنگره:
الكساندر ماشكوويچ – رئيس:
ماشوويچ متولد 23 فوريه سا ل 1954 درشهر فرونزه (بيشكك) قرقيزستان مي باشد. ماشكوويچ دردوران اصلاحات سياسي گورباچف (پرسترويكا) به فعاليتهاي اقتصادي – تجارتي - روي آورد. در حال حاضر رئيس اتحاديه صنعتي اوراسيا ( قزاقستان ) ، رئيس شوراي مديران بانك اوراسيا ي قزاقستان و يكي از مسئولان شركت Kazakhstan Mineral Resources مي باشد . ماشكوويچ همچنين رئيس كنگره يهوديان قزاقستان ، عضو كميته اجرايي كنگره يهوديان اروپا و عضو كميته اجرايي كنگره يهوديان جهان مي باشد. الكساندر ماشكوويچ در سال 2002 و در جريان برگزاري اجلاس كنگره يهوديان اوراسيا در مسكو بعنوان رئيس كنگره انتخاب گرديده است.
ميخائيل چلنوف – دبير كل:
چلنوف در 26 سپتامبر سال 1940 درمسكو متولد شده و فارغ التحصيل انستيتو زبانهاي شرقي از دانشگاه دولتي مسكو – لامانوسوف - مي باشد. كانديداي علوم تاريخ، استاد آكادمي دولتي علوم يهود د مسكو- مايمونيد - و آكادمي تاريخ و فرهنگ يهوديان اوكراين - شيمون دوبنف – و مولف نزديك به 150 مقاله و اثر علمي مي باشد. وي در ده سال پاياني اتحاد شوروي، يكي ازرهبران فعال جنبش يهود بشمار مي رفت و بدين خاطر از سوي ك.گ.ب تحت تعقيب قرارداشت. وي عضو هيئت رئيسه سازمان جهاني صهيونيسم بوده و در سال 1998 به عضويت شوراي مديران آژانس يهود – سوخنوت- درآمد. ميخائيل چلنوف در اجلاس موسسان كنگره يهوديان اوراسيا در سال 2002 در مسكو بعنوان دبيركل كنگره انتخاب شده است.
يوسف زيسلس- رئيس شوراي عمومي
زيسلس در سال 1946 در تاشكند متولد شده و از دانشگاه همين شهر فارغ التحصيل شده است. ازآغاز سال هاي 70 ميلادي با جنبشهاي يهودي دراتحاد شوروي همكاري داشته و در سال 1988، اولين سازمان يهودي را دراوكراين تاسيس مي نمايد. در سال 1989 در اجلاس كنفدراسيون سازمانها و جوامع يهود اتحاد شوروي شركت و بعنوان يكي از رئيسان سازمان مذكور انتخاب ميگردد. وي عضو شوراي جوامع يهودي اروپا، شوراي كنگره يهوديان جهان و شوراي يهوديان اروپا و سازمان جهاني صهيونيسم مي باشد. يوسف زيسلس در سال 1991 به سمت معاون اجرايي كنفدراسيون يهوديان اوكراين برگزيده شد . زيسلس در جريان اجلاس موسسان كنگره يهوديان اوراسيا در مسكو بعنوان رئيس شوراي عمومي انتخاب گرديده است.
مطالب و گزارشهاي مرتبط با فعاليتهاي كنگره در جمهورهاي مستقل مشترك المنافع
سفر هياتي از نويسندگان اسرائيلي به ايران شمالي (باكو)
هياتي از فدراسيون اتحاديه نويسندگان اسرائيل از سوم تا پنجم سپتامبر (12 تا 14 شهريور 85) از ايران شمالي بازديد بعمل آورد. اين ديدار با حمايت تشكيلاتي و مالي كنگره يهوديان اوراسيا وبا همكاري مشترك سفارت اسرائيل در باكو و به ابتكار يوسف شاگال عضو كنيسه اسرائيل صورت گرفته بود.
تركيب هيات مذكوررا جمعي از نويسندگان عبري و روس زبان اسرائيلي تشكيل مي دادند. اعضاي هيات عبارت بودند از:
افرائيم با او رئيس فدراسيون اتحاديه نويسندگان، لف بالتسان، دانيل كولگر،مارك كوتليارسكي، مئير اوزيئل، نائومي فرنكل بن آئور، تسيپورا راينر، الكساندر اپشتين و سوتلانا شنبورن.
نويسندگان اسرائيلي در مدت حضور در باكو با آنار رضايف رئيس اتحاديه نويسندگان ايران شمالي و رهبران جامعه يهودي ايران شمالي ديدار و مذاكره نموده و مصاحبه هاي مختلفي را نيز با مطبوعات و رسانه هاي گروهي اين كشور بعمل آوردند.
ديدار و گفتگو با ناظم ابراهيم اف رئيس كميته دولتي ارتباط با دياسپور، آخرين بخش ازسفر هيات اسرائيلي به باكورا تشكيل مي داد.
ديدارهاي هيات نويسندگان اسرائيلي از كشوهاي مشترك المنافع
كنگره يهوديان اوراسيا در چارچوب حمايت سياستهاي رژيم صهيونيستي وبمنظورجلب حمايت مردم و كشورهاي منطقه اقدام به اعزام هياتي از نويسندگان اسرائيل به كشورهاي مستقل مشترك المنافع نموده است.
كنگره يهوديان اوراسيا پيشتر نيزگروهي از نمايندگان كنيسه را بمنظور جلب حمايت يهوديان روسيه و اوكراين و جمع آوري كمكهاي انساني جهت ارسال به مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله به اين كشورها دعوت نمود و متعاقب آن مقدمات سفرگروهي از خبرنگاران جمهوريهاي شوروي سابق به اسرائيل جهت بازديد از مناطق آسيب ديده جنگ اخير بين لبنان و اسرائيل را فراهم آورد. كنگره مذكور در ايام سفر خبرنگاران به اسرائيل همچنين نشست شوراي كل كنگره را در اورشليم برگزار نمود.
در تركيب هيات مذكور هم نويسندگان عبري زبان و هم نويسندگان روس زبان حضور دارند. يوسف شاگال (يهودي آذري كه از ايران شمالي به اسراييل رفته است) عضو كنيسه اسرائيل در اين سفر هيات مذكور را همراهي مي نمايد.
نويسندگان اسرائيلي در تاريخ 12 شهريور 85 وارد باكو شدند ودر آنجا بهمراه يوسف زيسلس رئيس شوراي كل كنگره و واآد اوكراين با رئيس اتحاديه نويسندگان ايران شمالي و رهبران جوامع يهود ايران شمالي ديدار و گفتگو نمودند. آرتور لنك سفير اسرائيل در باكو نيزدر ديدارهاي
تظاهرات يهوديان روسيه واعلام همبستگي با رژيم صهيونيستی
در تاريخ 9 اوت (18/5/85 )، يهوديان روسيه با برگزاري تظاهراتي در كنيسه مذهبي مسكو، حمايت و همبستگي خود را با رژيم صهيونيستي اعلام نمودند. اين مراسم تحت عنوان «ما مخالف ترور هستيم!!»، از سوي كنگره يهوديان اوراسيا و كنگره اتحاديه ها و سازمانهاي ديني يهود در روسيه ترتيب داده شده بود.
الهام علي اف رئيس دولت باكو دراولين روز اقامت خوددرسفر سال گذشته به آمريكا با گروهي از رهبران يهوديان اين كشور ديدار و ملاقات نمود. اين ديدار ازسوي كنفرانس روساي سازمانهاي اصلي يهودي آمريكا و كنگره يهوديان اوراسيا ترتيب يافته بود. در اين ديدار علاوه بر ائلمار محمد ياراف وزير امورخارجه و حافظ پاشايف سفير باكو در آمريكا ، مارك لوين ( از كنفرانس ملي يهوديان) ، كرولين گرين ( از كنفرانس روساي سازمانهاي اصلي يهوديان آمريكا) ، راو ائلوين بركون ( از مجمع راوين)، بارري جكوبس و نيز سفير پيتر روزن بلات ( از كميته يهوديان آمريكا)، ويليام داروف ( از جمعيت متحد يهود)، دكتر ماروين فئوير ( (AIPEC ، اسرائيل زينگر و شاي فرانكلين ( از كنگره يهوديان جهان) نيز حضور داشتند. در ديدار الهام علي اف با نمايندگان جوامع يهودي در آمريكا، مسائل و موضوعات مختلفي همچون صلح در قفقاز، ، مسئله قره باغ، گفتگوي تمدنها ، روابط و مناسبات اسرائيل و دولت باكو و مسائل جمعيت يهوديان ايران شمالي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. يوسف زيسلس رئيس شوراي كل كنگره يهوديان اوراسيا به نمايندگي از طرف الكساندر ماشكويچ رئيس كنگره به ميهمانان و اعضاي حاضر در جلسه خوش آمد گفت و سپس به تبيين مواضع و ديدگاههاي كنگره يهوديان اوراسيا در زمينه حمايت از تلاشها و مساعي دولت باكو براي لغو تحريمهاي اعمال شده توسط كنگره آمريكا ( موضوع قطعنامه 907) عليه باكو پرداخت. الهام علي اف نيز ضمن تشكراز الكساندر ماشكويچ و كنگره يهوديان اوراسيا بخاطر تلاشها و حمايتهاي آنها از ابراز اميد واري نمود جامعه يهوديان آمريكادولت باكو را در سطح بين المللي را مورد حمايت و پشتيباني قرار دهد.
در پايان اين ديدار رهبران سازمانهاي اصلي يهوديان آمريكا مراتب تشكر خود را از استقبال و پذيرايي گرم الهام علي اف از آنان در سفر (بهمن 1384) به باکو اعلام و نسبت به تداوم گفتگوها در آينده ابراز اطمينان نمودند.
ديدار رئيس جمهور قزاقستان با رهبران جوامع يهودي درآمريكا مهر 85
رييس جمهور قزاقستان با رهبران تشكلهاي يهودي آمريكا ديدار كرد. به نظر ميرسد ديدار با سران تشكلهاي يهودي به برنامهاي دايمي براي رؤساي جمهوريهاي سابق شوروي تبديل شده است. اين اقدام، حاكي از فعاليت صهيونيسم جهاني براي نفوذ در اين كشورها و نيز نشان دهندة حمايت آمريكا از سياستهاي رژيم صهيونيستي در قفقاز و آسياي مركزي است. گفته ميشود سفر برخي از رؤساي جمهوري اين كشورها از جمله رييس دولت باكو به آمريكا با هماهنگي لابي صهيونيسم انجام ميگيرد.
منبع ايران شمالي وابسته به جنبش ملی آزادیبخش ايران شمالی
مردم غيور آذربايجان توطئه قوميت گرايي را نقش برآب كردند
خبرگزاري فارس: امام جمعه تبريز با اشاره به اينكه ايجاد اختلاف بين قوميتها جزو برنامههاي دشمنان انقلاب اسلامي است گفت: با هوشياري و آگاهي مردم غيور و مسئولان، توطئه هاي استكبار جهاني در استان هاي آذري نشين نقش بر آب شد.
به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محسن مجتهد شبستري امروز در خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تبريز در منصلاي امام خميني (ره) افزود: علي رغم تلاش هاي گسترده تعدادي افراد فريب خورده و مزدور بيگانه كه از آمريكا الهام مي گيرند، براي اول خرداد امسال با پخش شب ها نامه قصد داشتند وقايع تلخ سال گذشته را تكرار كنند كه در اثر آگاهي مردم غيور همه اين توطئه ها نقش برآب شد.
وي اضافه كرد: در اول خرداد امسال تعداد معدودي وقتي ديدند بر تعدادشان افزوده نمي شود و جو مساعد نيست در لانه هاي خود خزيدند و چند نفري هم بازداشت شد.
شبستري خاطر نشان كرد: واقعاً جاي تاسف و تعجب است كه اين افراد فريب خورده آب به آسيب دشمن مي ريزند و اين افراد محدود تجزيه طلب دانسته يا نداسته به آمريكا كمك مي كنند، اما به اين نكته توجه ندارند كه 5/99 درصد مردم آذربايجان علاقه به ايران و ايراني بودن دارند و از كساني كه بدنبال تجزيه طلبي هستند بيزار هستند.
نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي با بيان اينكه مردم آذربايجان صاحبان اصلي انقلاب هستند، اظهار داشت: استكبار و دشمنان بدانند كه مردم عزيز و فهيم ما هرگز در دام آنها نخواهند افتاد و با حفظ هوشياري،وحدت كلمه همچنين همدلي با دولت و حركت پشت سر رهبري،فرصتها را از دشمن خواهند گرفت.
وي همچنين خطاب به تعداد معدود فريب خورده يا مزدور بيگانه تجزيه طلب گفت: شما عده اندك چه غلطي در برابر مردم مي توانيد بكنيد، مگر عاقبت منافق بودن و كه ذلت، خواري، دربه دري و بدبختي دنيا و آخرت است را نمي بينيد.
خطيب جمعه تبريز با بيان اينكه تفرقهافكني بين اقوام و مذاهب، سوغات استعمار است گفت: دشمن سعي دارد تا از راه ايجاد تفرقه بين مردم و طرح مسايل قوميتي اتحاد ملي و همدلي ما را خدشه دار سازد و تنها راه شكست استكبار، تقويت بيش از پيش اصل اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و با الهام از رهنمودهاي مقام عظماي ولايت، بايد هوشياري و وحدت خودشان را كاملاً حفظ كنند.
وي در بخش ديگري از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تبريز با اشاره به رضايت و ابراز خوشحالي مردم از مرحله اول افزايش ارتقاي امنيت اجتماعي كه موجب ناامن شدن شرايط متخلفان و از طرف ديگر امنيت خانواده ها شد اظهار داشت: طبق برآورد كارشناسان و مسئولان ذيربط از زمان آغاز اين طرح به ميزان قابل توجهي از ناهنجاريها در جامعه كاسته شده است.
شبستري تصريح كرد: ما نمازگزاران تبريز از نيروي انتظامي و تشكيلات قضايي خواهانيم اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به صورت مستمر اجرا شده و قاتلان اوايل امسال تبريز هر چه زودتر به مجازارت خودشان برسند.
وي بر ضرورت تداوم اجراي امنيت اجتماعي تاكيد كرد و گفت: اجراي اين طرح نبايد مقطعي و محدود به زمان خاصي باشد.
نماينده مردم استان آذربايجان شرقي در مجلس خبرگان رهبري در بخش ديگر سخنان خود از فتح خرمشهر به عنوان افتخار بزرگي در تاريخ انقلاب اسلامي ياد كرد و اظهار داشت: رزمندگان اسلام با توكل به خدا و مقاومت در برابر دشمن بعثي در حماسه فتح خرمشهر كار بسيار عظيمي انجام دادند.
وي افزود: ما نبايد چنين روزهاي بزرگي را در تاريخ انقلاب اسلامي فراموش كنيم و اين وقايع تنها در كتب ثبت شوند،بلكه لازم است اهداف شكلگيري آنها مورد توجه قرار گيرند.
شبستري تصريح كرد: ضروري است براي انتقال ارزشها و ايثارگريهاي رزمندگان اسلام در دوران هشت سال دفاع مقدس، اين دستاوردها براي نسل جوان بازگو شود.
امام جمعه تبريز در ادامه خطبه هاي اين هفته نماز تبريز با اشاره به تهاجم وحشيانه رژيم صهيونيستي به نوار غزه و شهادت فلسطيان با سلاح ها مرگبار، از مجامع بينالمللي به ويژه كنفرانس اسلامي خواست به سكوت مرگبار خود در برابر موضوع فلسطين و جنايات رژيم صهيونيستي در اين سرزمين و عراق پايان دهند و جلوي اين همه خونريزي و اعمال غيرانساني را سريعاً بگيرند.
وي در پايان با اشاره به فرا رسيدن ايام فاطميه گفت: در سال وحدت ملي و انسجام اسلامي ضمن آنكه سيره و سنت آن حضرت بايد همواره به عنوان الگوي اعمال ما قرار گيرد، بايد معارف اخلاقي آن حضرت را در جامعه ترويج و گسترش دهيم.
به دنبال سرمایه گذاری وسیع آمریکا و صهیونیسم جهانی ، جهت تحریک و حمایت از عناصر وطن فروش و مزدور تجزیه طلب، مردم قهرمان تبریزبا عدم حمایت و همراهی عناصر خودفروخته باردیگر ثابت کردند که همیشه مثل گذشته وفادار به انقلاب اسلامی و رهبر عزیز خویش هستند. حتی برخی از مردم تبریز خود را آماده کرده بودند تا با این عناصر به عنوان دشمنان و ناقضین اتحاد ملی مقابله کنند.
آذربایجانیان همیشه ثابت کرده اند که آگاهترین ، زحمت کشترین ، شجاعترین و فهیم ترین مردمان هستند و خود تکلیف خود را بهتر می شناسند و نیازی به دلسوزی صهیونیسم جهانی و آمریکا ندارند و بجز طریق راستین اسلام از هیچ طریقی پیروی نمی کنند.
علیرغم عملیات روانی و تبلیغاتی گسترده عوامل شیطان بزرگ(آمریکا) و ماهواره های غرب با عناوین و موضوعات مختلف و تحریک اصناف و اقشار مختلف ، دشمنان مردم رسوا شدند.
انصار حزب ا... آذربایجان شرقی ضمن تبریک کسب نمره ممتاز توسط تبریزیان در امتحان دشمن شناسی ، محضر مقام معظم رهبری و همه تبریزیان و دوستداران تبریز ، اعلام می دارد : مردم آذربایجان وفادارترین مردم و آذربایجان نقطه ثقل کشور و از هیچ قدرتی جز قدرت بی انتهای خدای تعالی باکی ندارند.
همچنین به کلیه مسئولین اعلام می دارد تا می توانند در حد توانایی خویش به این مردم خدمت نمایند و یقین بدانند که این مردم بهتر و افضل از امت رسول ا...(ص) هستند و از مسئولین کشوری خواستار بکارگیری مدیرانی شایسته و لایق برای این مردم بوده و از رئیس جمهور محترم و عدالتخواه و یاران خدمتگزارش می خواهد تا برای خدمت رسانی به این استان ، تدابیر ویژه ای انجام دهند.
ضمنا به مردم آذربایجان قول می دهد که تا آخرین قطره خون جوانان انصار حزب ا... از حقوق آنان دفاع خواهند کرد. در پایان با توجه به اینکه مجلس خانه ملت بوده و متاسفانه افرادی با استفاده از زر،زور و تزویر به خانه ملت نفوذ کرده و تنها به فکر خویش و یا باند خویش هستند ، از مردم آذربایجان می خواهد تا برای احقاق حقوق مردم استان و همکاری بهتر با دولت نهم ، برای مجلس هشتم افرادی را انتخاب کنند که در خط ولایت بوده و همفکر رئیس جمهور باشند. و اعلام می دارد : که متاسفانه دشمنان مردم که سالها به چپاول ایران پرداخته و برخی از آنان در زمان سازندگی میان مردم با استفاده از تزویر خاطره خوشی نمایی ایجاد کرده اند و هم اکنون جزو خیانت کاران گردیده اند، مصمم شده اند تا با نفوذ در مجلس مخالف آرمان های واقعی انقلاب و مردم حرکت نمایندو انصار حزب ا... استان به موقع خود پرده از چهره آنان برخواهد داشت.
بیاری خدای توانا
انصار حزب ا... آذربایجان شرقی
درخواست ملی برای لغو قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان
روی لینک بالا کلیک کرده و به امضا کنندگان آن بپیوندید.
حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي
اگر چه اكنون قريب هشتاد سال از انقراض نظام پادشاهي تركان قاجار در ايران و قريب دويست سال از انعقاد قراردادهاي «گلستان و تركمنچاي» ميگذرد، اما هنوز هم ملت ايران ـ به ويژه آذربايجانيها ـ تاوان امضاي اين قراردادهاي ننكين را پس ميدهند. ستمي كه تركان قاجار و تجاوزگران تزار در حق ملت ايران و بخصوص آذربايجانيها روا داشتند، از چنان عمق و وسعتي برخوردار است كه گمان نميرود گذشت زمان زخمهاي ناشي از اين ستم تاريخي را التيام ميبخشد.
با امضاي عهدنامههاي گلستان و تركمنچاي، نه تنها بخشهاي عظيمي از خاك ايران به روسيه منضم شد، بلكه حتي طبق عهدنامة تركمنچاي، ميليونها سكه زر ناب به عنوان غرامت جنگي از دسترنج مردم آذربايجان ايران به روسها پرداخت شد. در سرزمينهاي جدا شده از خاك ايران نيز ستمهاي دهشتباري در حق مسلمان توسط اعمال شد. سركوب شديد مردم و گسترش فرهنگ مسيحيت در دوران تزارها و گرفتاري مردم آن سامان ـ به ويژه مردم جمهوري آذربايجان ـ پس از وقوع انقلاب كمونيستي در روسيه (1917 ميلادي) و در دوران جنگ آلمان ـ شوروي (جنگ جهاني دوم) را بايد از تبعات امضاي قراردادهاي ننگين گلستان و تركمنچاي دانست ... اگر اين قراردادها امضا نمي شد بي گمان مسلمان قفقاز و شيعيان جمهوري آذربايجان طي سالهاي 1937 و 1938 دچار جنايتهاي خونين استالين و مير جعفر باقراوفها نمي شدند. اگر اين قراردادها امضا نمي شد مسلمانان قفقاز هفتاد سال در حصار ديوارهاي آهنين نميماندند اگر اين قراردادها امضا نمي شد امروز دشمنان سعادت بشريت و مسلمانان نمي توانستند قفقاز و جمهوري آذربايجان را به پايگاه نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود تبديل كنند ...
استمرار حاكميت رژيمهاي خودكامة قاجار و پهلوي در ايران طي دويست سال و بيكفايتي و ماهيت استبدادي اين رژيمها از يك طرف و از سوي ديگر طرحهاي گستردة رژيمهاي تزاري و كمونيستي روسيه و شوروي مبني بر تضعيف و محو فرهنگ اسلامي و توليد و گسترش احساسات و انديشههاي ضد ايراني در قفقاز باعث شد كه ميان ايران و مسلمانان مناطق جدا شده از ايران در آن سوي ارس روز به روز فاصلة فرهنگي و معنوي ايجاد و بيشتر شود. اگر چه در بروز فاصله و تفاوتهاي فرهنگي ميان ايران و مسلمانان جدا شده از خاك ايران، حاكمان مسكو (چه در دوران تزارها و چه در دوران كمونيستها) نقش اصلي را بر عهده داشتند، اما حاكمان تهران (چه در دوران قاجار و چه در دوران پهلوي) نيز با سكوت و انفعال خود و نداشتن سياست فعال در مقابل روسها و بيتفاوتي دربارة سرنوشت مسلمانان قفقاز و بخصوص آذريهاي آنسوي ارس به اجراي سياست روسها كمك كردند. در حقيقت سياست حاكمان تهران در دوران قاجار و پهلويها دربارة سرنوشت مسلمانان قفقاز، سياستي بود كه آن را ميتوان مكمل سياست روسها دانست. اگر رژيمهاي ايران در دوران قاجار و پهلوي سياست فعال (سياست فعال فرهنگي و سياسي) دربارة مناطق جدا شده از ايران در پيش ميگرفتند و با عوامل تضعيف كننده پيوندهاي تاريخي، فرهنگي و معنوي ايران و قفقاز مقابله ميكردند، هنگام فروپاشي شوروي تاريخ منطقه به شكل ديگري رقم ميخورد...
البته بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه روسها ـ بويژه در دوران كمونيستها ـ سياست تهاجمي فعالي در رابطه با مبحث قراردادهاي گلستان و تركمنچاي اتخاذ كرده بودند،اين سياست نقش مهمي در اتخاذ سياست انفعال و سكوت دولتهاي ايراني در قبال سرنوشت مسلمانان قفقاز داشت. سياست تهاجمي فعال روسها، اين بود كه با شيوههاي تبليغاتي، سياسي، فرهنگي، اطلاعاتي و حتي نظامي و تجاوزكارانه (اشغال مناطق شمالي و آذربايجان ايران در سال 1320 شمسي و پديد آوردن فرقة دمكرات در تبريز و جمهوري كردستان در مهاباد) اجراي طرح تجزية ايران و جدايي منطقه آذربايجان كشورمان را پيگيري ميكردند. يعني علاوه بر آنكه مناطقي را كه طي قراردادهاي گلستان و تركمن چاي از ايران جدا شده بود، به خاك خود منضم كرده و تحت اشغال داشتند باز هم سياست تجزية بخشهايي ديگر از خاك ايران ـ به ويژه آذربايجان ـ را پيگيري ميكردند، و در انديشة تجزية آذربايجان و الحاق آن به خاك روسيه بودند. روسها اين سياست توسعه طلبانه و به شدت ضد ايراني را در قالب تئوري تشكيل «آذربايجان واحد!» پيگيري ميكردند. اين سياست تهاجمي و فعال روسها بخصوص در دوران كمونيستها ـ موجب آن بود كه مسئولان رژيمهاي وقت ايران نه تنها مناطق جدا شده طي قراردادهاي گلستان و تركمنچاي را از ياد ببرند. بلكه تنها در انديشه آن باشند كه بتوانند از تجزيه مجدد آذربايجان جلوگيري كنند.
تبليغ تئوري «آذربايجان واحد» از سوي روسها و سرمايه گذاريهاي سياسي ،فرهنگي ، مالي و حتي نظامي در اين باره بي سبب نبود آنها با اجراي اين طرح اهداف داخلي و خارجي متعددي را دنبال ميكردند كه عبارت بودند از:
1- جايگزين كردن احساسات ضد ايراني به جاي احساسات ضد روسي در بين مردم آذربايجان جدا شده از ايران و مسلمانان قفقاز.
كمونيستها (روسها و كارگزاران آنها در جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي) به شيوههاي مختلف از جمله جعل و تحريف تاريخ، اين فكر ساختگي را تبليغ ميكردند كه طي قراردادهاي گلستان و تركمن چاي «آذربايجان واحد!» بين تزارها و فارسها تقسيم شد و براي بهرهگيري و برخورداري مردم آذربايجان [جنوبي] از مزاياي زندگي كمونيستي و اشتراكي، بايستي آذربايجان ايران به آذربايجان شمالي (جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي) ملحق شود!
اين در حالي بود كه طرف ايراني امضا كننده قراردادهاي گلستان و تركمنچاي رژيم پادشاهي تركان قاجار بود نه فارسها كه قومي همانند ساير اقوام ايراني هستند.
اما در جمهوري آذربايجان براي توليد و ترويج و تعميق احساسات ضد ايراني به راحتي تاريخ را تحريف كرده و اين تحريفها و دروغها را با تبليغات وسيع و مستمر به عنوان واقعيتهاي تاريخي به جامعه القا كردهاند امروز عليرغم اينكه شوروي از هم پاشيده و ديوارهاي آهنين فروريخته است، اما ديوارهاي فكري كه روسها ميان آذريهاي آنسوي ارس با ايران ايجاد كرده بودند، هنوز فرو نريخته است. با فروپاشي شوروي و گشايش مرزها، هنگامي كه احساس مي شد اين ديوارهاي فرهنگي درحال ريزش است، دولتهايي كه ريزش اين ديوارها به ضرر خود ميديدند، نه تنها مانع ريزش ديوار شدند بلكه خشت خشت بر ضخامت و ارتفاع آن افزودند...
2- ايجاد تغييرات فرهنگي در قفقاز و آذربايجان جدا شده از ايران به سود فرهنگ روس و بر ضد فرهنگ اسلامي و ايراني . مانند مبارزه با فارسي و عربي، نابودي مدارس ديني و پيشگيري شديد از ترويج معارف اسلامي و تربيت دين شناسان، تغيير الفبا و بيگانه كردن نسل جديد مسلمانان قفقاز از تاريخ و پيشينة فرهنگي و ديني خود.
3- ايجاد گسست فرهنگي ميان ايران و قفقاز و بخصوص ميان ايران و آذربايجانيهاي جدا شده از ايران كه عليرغم جدايي جغرافيايي، از لحاظ مذهب، زبان، فرهنگ و پيشينة ادبي وتاريخي جزئي از ملت ايران محسوب ميشدند و شاعران بزرگي مانند نظامي گنجوي و خاقاني شيرواني از ميان آنها برخاسته است. (تأسف اينكه در ساية تغيير الفبا و سياستهاي فرهنگي اعمال شده از سوي روسها، امروز آذربايجانيهاي آن سوي ارس حتي توانايي روخواني اشعار اين بزرگان را كه به زبان فارسي است ندارند!)
4- مشغول كردن مقامات و مسئولان ايراني به رفع خطر تجزية مجدد ايران و به انفعال كشاندن آنان در قبال سرنوشت مسلمانان قفقاز.
5- استفاده از انديشة «آذربايجان واحد!» البته در تركيب جمهوريهاي شوروي) و تجزية ايران به عنوان اهرم فشار براي اخذ امتيازهاي اقتصادي و سياسي از ايران به ويژه در دوران جنگ سرد و رژيم پهلوي كه حكومت ايران متكي به آمريكا بود.
سند ذيل، يكي از صدها سند مربوط به فعاليت كمونيستها براي تشكيل آذربايجان واحد در داخل خاك شوروي است. اين سند گزارش كنسولگري ايران در ايروان به اداره دوم سياسي وزارت امور خارجة ايران است كه در تاريخ 14 آذر 1305 نوشته شده و در صفحات 12 و 13 كتاب «اسناد روابط ايران و شوروي در دورة رضاشاه / 1304 ـ 1318 هـ. ش» درج شده است كتاب مذكور توسط سازمان اسناد ملي ايران به سال 1374 چاپ شده است. اينك متن سند:
اداره دويم سياسي، سواد راپرت قنسولگري ايروان، 14 آذر 1305، نمرة 1810
«از قرار اطلاع خصوصي كه به اين قنسولگري رسيده، چندي است در آذربايجان قفقاز كميتهاي تشكيل شده كه مرام آنها يكي نمودن آذربايجان ايران با آذربايجان قفقاز است. به عبارت اخري كميتة مزبور در تحت اين عنوان كه چون اهالي آذربايجان ايران و قفقاز هر دو از طايفة مغول [؟!] بوده، قوميت و مليت آنها يكي است و به كلي از ملت فارس مجزا ميباشند. لذا ميبايستي اين دو قسمت باهم متحد گشته، يك حكومت جمهوري شوروي تشكيل دهند و براي نيل به اين مقصود هم كميتة مزبور مشغول عمليات شده، در هر يك از حكومتهاي متحده قفقازيه مثل تفليس، ارمنستان، نخجوان و غيره شعبه تشكيل داده، همه وقت مبلغين نيز با وجه به تبريز اعزام ميدارند. چندي قبل هم شخصي مرسوم به كريم كريم اف را با يك نفر زن يهوديه و مقداري وجه براي تبليغ به تبريز اعزام داشته بودند كه مشاراليه چندين كرت به تبريز رفته و مراجعت كرده است. نظر به اهميت موضوع حسب الوظيفه مراتب را به عرض رسانده، ...»
منظور از آوردن متن سند فوق، اين است كه نسل جديد ملت ايران بداند كه توطئه از قفقاز عليه تماميت ارضي ايران، ريشة ديرينهاي دارد و ديگر اينكه عليرغم فروپاشي شوروي و پيدايش يك واحد جغرافيايي جديد به نام جمهوري آذربايجان، سياستهايي كه روسها از قفقاز و به ويژه منطقه جمهوري آذربايجان عليه ملت ايران و تماميت ارضي كشور ما پياده مي كردند. همچنان پيگيري ميشود و فقط و فقط اجراكنندههاي سياست تغيير يافتهاند. اگر ديروز توطئههاي ضد ايراني در قفقاز و جمهوري آذربايجان ازكاخ كرملين نشأت ميگرفت، امروز سرنخ اين توطئه ها به كاخ سفيد ختم ميشود و مقامات جمهوري آذربايجان كه ديروز مجري سياست روسها بودهاند، امروز همان سياستها را با نظر آمريكاييها پيگيري ميكنند در هر حال اين نكته مهم است كه در دوران حاكميت نظام كمونيستي بر شوروي ، مناطق آذري نشين قفقاز (جمهوري سوسياليستي شوروي) به عنوان يك پايگاه اصلي جهت تجزيه ايران و نفوذ فرهنگي و سياسي در كشورمان مورد استفاده قرار ميگرفت و امروز دولتهاي ديگري از همين پايگاه براي عملياتهاي ضد ايراني خود استفاده ميكنند.
«حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» يك حركت نوظهور و پديدة جديدي نيست. اگر تاريخ جنگهاي ايران ـ روس و مقاومتهاي فرهنگي، سياسي و حتي مسلحانة مردم نواحي مختلف آذربايجان جدا شده از ايران را در مقابل روسهاي اشغالگر به دقت بررسي كنيم، خواهيم ديد كه اين حركت آزادبيخش در همان دوران و در آن سوي ارس شروع شده است. مقاومت شديد و شجاعانة شهيد جوادخان گنجهاي و مردم قهرمان گنجه در مقابل اردوي روس، مقابله حسينقلي خان (كريم باكو) در مقابل سيسانوف (سردار روس) و فرستادن سر اين فرمانده روس توسط حسينقلي خان به درباره جنايتهاي روسها تنها نمونههايي از جلوههاي حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي است. ابياتي از اشعار معروف شاعر گنجه، عبدالرحمن ديلباز اغلو كه خود شاهد و ناظر حملات روسها به گنجه و مقاومت مردم آن سامان بوده است، چنين است:
«ييغدي لشگر، گيردي ميدانه، عداوت قيلديلار
قيرديلار كفاري اول دمده فراغت قيلديلار
خوب دؤيوشدو گنجه خالقي، بير حكايت قيلديلار
حق يولوندا بعضي كس اول دم شهادت قيلديلار
دؤندو گئري، گيرديلار اول قلعه يه ناچاردن...
آه كيم چرخ ائيله دي بو دمده ويران گنجه ني
بير عجب شهر مصفا، نقش ايران گنجه ني
سالدي رونق دن فلك، قيلدي پريشان گنجه ني
گؤرمه سين بو حالدا يارب! هئچ مسلمان گنجه ني
قيل حذر بو انقلاب گردش دواردن
پس از انعقاد قراردادهاي گلستان و تركمنچاي، روسها فضاي استبدادي خونين و سنگيني را در قفقاز و به ويژه در مناطق آذري نشين به وجود آورند و با كشتن و شكنجه و تبعيد رهبران فكري، شاعران و علماء و نيز تطميع فئودالها و حمايت از آنها و گسترش فرهنگ مسيحيت مانع از رشد و شكوفايي «حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» شدند.
همچنين شكست سنگين قاجارها از روسها و حاكم شدن روحية يأس بر دربار و درباريان ايران و نيز بي كفايتي قاجارها موجب شد كه دربار ايران نه تنها حمايتي از حركت و مقاومت مردم آذربايجان از دست رفته در مقابل روسها به عمل نياورد، بلكه حتي از اين حركت ها و مقاومتها در ايران مورد توجه قرار نگرفت و بدينگونه شعله مقاومت اندك اندك فروكش كرد.
«حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» كه اكنون در مطبوعات آذربايجان ايران مورد توجه قرار گرفته و دربارة نحوة تشكيل و فعاليت آن بحثها و بررسيها انجام شده در حقيقت همان آتش نهفتهاي است كه سر برآورده و شعله ور شده است.
البته بايد اين نكتة مهم را يادآور شد كه «حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» چه در آنسوي ارس و چه در ايران، حركتي فراموش شده نبوده است، اين حركت به ويژه در ساخت ادبيات و شعر و تاريخ به حيات خود ادامه داده است. پديد آمدن جريان «شعر حسرت» در جمهوري آذربايجان بي سبب نبوده است. اين جريان شعري، پيامد طبيعي جدايي آذريهاي آنسوي ارس از ايران بود. اما در دوران حاكميت كمونيستها ماهيت اين جريان را تغيير دادند و با استفاده از شاعران كمونيست و ضد دين مانند سليمان رستم، صمد وورغون و ... جريان شعري «در حسرت ايران» را به جريان شعري «درحسرت آذربايجان جنوبي» مبدل كردند.
در ايران نيز ـ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ـ تاكنون صدها جلد كتاب و صدها مقالة تاريخي و علمي و اشعار زيادي دربارة عهدنامههاي گلستان و تركمنچاي و جدايي شهرهاي قفقاز ـ بويژه شهرهاي آذري نشين ـ نوشته شده است. انتشار اين كتابها و مقالهها و اشعار دليل انكارناپذيري بر زنده بودن «حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» در ساحت فرهنگ و ادبيات و تاريخ انگاري ايرانيان است. يعني «حركت آزاديبخش شمالي» از پشتوانة تاريخي و فرهنگي و اجتماعي لازم براي ادامة حيات خود در شكل و شيوهاي پوياتر و گستردهتر برخوردار است.
با توضيح مختصري كه از نحوة پيدايش «حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» درآذربايجان جدا شده از ايران و ادامة حيات آن در ساحت فرهنگ و ادبيات و تاريخ داده شده مي توان به اين نتيجة منطقي رسيد كه : دور تازهاي از فعاليت حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي شروع شده است. يعني اين حركت كه به شكل جرياني آرام در ساحت فرهنگ و ادبيات و تاريخ روان بود، اكنون شتاب و تپش افزونتري يافته و مطبوعات و محافل ادبي، فرهنگي و سياسي آذريهاي ايراني را نيز تحت تأثير خود قرار داده است. اكنون بسياري از مطبوعات روشنفكران ، علماي ديني، دانشجويان، شاعران و نويسندگان آذري ايراني توجه خاصي نسبت به سرنوشت اهالي جمهوري آذربايجان و مسايل اين منطقه دارند و از حركتهاي آزاديخواهانه در آن سوي ارس حمايت ميكنند.
اينها نشانههاي روشني از نيرومندي، شتاب و گسترش «حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي» دربين آذريهاي ايراني است.
البته بايد دانست كه كوشش در راستاي به ثمر رسيدن اين حركت آزاديبخش منحصر به آذريهاي ايران نيست، اين حركتي است كه نيرومندي، شتاب و گسترش آن مساعدت همة نخبگان قلمداران و هنرمندان ايراني را مي طلبد.
خسارت عظيم و اندوه تاريخي ناشي از انعقاد عهدنامههاي گلستان و تركمن چاي ، خسارت و اندوه تاريخي و درد مشترك همة ملت ايران و اقوام ايراني اعم از كرد، فارس، لر، عرب و ... ميباشد.
اما بنا به عللي روشن از جمله هممرز بودن استانهاي آذري نشين اردبيل، آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي با جمهوري آذربايجان ارتباطات تاريخي بين دو سوي ارس، همزباني مردم جمهوري آذربايجان با استانهاي آذري نشين و روابط فرهنگي و معنوي آذريهاي آنسوي ارس با آذريهاي ايراني، آذربايجان ايران مي تواند پايگاه اصلي و فكري حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي باشد. با اين همه، حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي بايد با طرحها و فعاليتهاي فراگير خود جايگاه شايستهاي براي اقليتهاي قومي جمهوري آذربايجان مانند قوم طالش قايل شود. طالشها كه حدود يك ميليون نفر از جمعيت جمهوري آذربايجان را تشكيل مي دهند، از انتشارروزنامه و كتاب و پخش برنامههاي راديو ـ تلويزيوني به زبان طالشي محروم هستند، حق آموزش و تعليم به زبان طالشي ندارند و علاوه بر اين مناطق طالش نشين مانند آستارا، لنكران و سليان در مقايسه با ديگر مناطق آذري نشين جمهوري آذربايجان از امكانات رفاهي و عمراني بسيار ناچيزي برخوردار مي باشند . لزگها نيز كه اكثريت جمعيت مناطق شمالي جمهوري آذربايجان را تشكيل مي دهند وضعيتي مشابه طالش ها دارند... طالشها آنگونه تحت استعمار فرهنگي رژيم باكو قرار دارند كه نسل جديد تالش در اين سرزمين به تدريج با زبان مادري خود بيگانه شدهاند ...
هدف اصلي حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي و پايداري آذربايجانيها و مسلمانان آنسوي ارس، و مقاومت فرهنگي رهبران فكري ، شاعران و علماي ديني، هنگام حملة ارتش روس، رهايي مردم آن سامان از استيلاي بيگانگان و دشمنان اسلام بود. امروز نيز همان هدف به قوت خود باقي است. حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي كه حركتي برخاسته از متن جامعه آذريهاي ايراني است. بايد همان هدف را بعنوان يك رسالت تاريخي ، انساني و ديني دنبال كند. مهمترين و اصلي ترين عاملي كه ميتواند در رهايي آذريهاي آن سوي ارس از استيلاي استبداد داخلي و استعمار خارجي مؤثر باشد، «بيداري ملي و ديني» مردم جمهوري آذربايجان است. بيداري ملي و ديني در جمهوري آذربايجان بدين معني است كه مردم اين خطه دوران بازشناسي و بازيابي مجدد «هويت» خود را آغاز كنند.
گسترش فرهنگ مسيحيت در دوران تزاريسم، ترويج فرهنگ ضد توحيدي و ماديگري در دوران كمونيسم و استيلاي فرهنگ غرب بعد از فروپاشي شوروي در جمهوري آذربايجان باعث شده است كه فرهنگ اصيل، ملي و ديني آذريهاي آن سوي ارس دچار آسيبها و تغييرات جدي شود. چندانكه طي هشتاد سال گذشته يك عالم و متفكر ديني از اين سرزمين برنخاسته است، حال آنكه پيش از استيلاي كمونيسم شهرهايي مانند بادكوبه، گنجه، نخجوان و اردوباد از پايگاههاي علمي مهم شيعه محسوب مي شوند و صدها عالم طراز اول از اين خطه برخاسته بودند.
امروز در سرزمين نظامي گنجوي، خاقاني شيرواني هيچ كس توانايي روخواني اشعار اين بزرگان تاريخ ادبيات جهان را ندارد، زيرا براي ايجاد فاصله و دشمني ميان ايران و مردم جمهوري آذربايجان «زبان فارسي» را به نابودي كشاندهاند و به جاي ديوان نظامي و خاقاني، ترجمههاي سست و غير قابل قبولي از اشعار نظامي و خاقاني را به مردم ارايه كردهاند و حتي امروز بسياري از مردم جمهوري آذربايجان نمي دانند اشعاري كه در قالب ديوان نظامي و خاقاني به زبان آذري به آنها ارايه مي شود ترجمة اشعار آن بزرگان ميباشد.
مبارزه با الفباي قرآني و رسميت يافتن الفباي كريل و لاتين و جلوگيري از آموزش زبان عربي و تعليم قرآن در مدارس و مساجد باعث شده است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم توانايي روخواني قرآن كريم را هم نداشته باشند در عين اين كه همه مسلمان و شيعه اند.
درد عظيم نسل جديد جمهوري آذربايجان اين است كه اين نسل را از هويت اصيل، ملي و ديني خود بيگانه كرده اند. حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي جهت آغاز دوران بيداري ملي و ديني در جمهوري آذربايجان بايد طرحها و تدابير منطبق با زمان و واقعيتها در دست داشه باشد. اين رسالت اصلي و تاريخي حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي است.
حركت بايد تئوريها و رفتارهاي شفاف داشته باشد كه رفته رفته گرايش تودة مردم بدان افزونتر و گستردهتر شود و بتواند جايگاه شايستهاي در جامعة آذريهاي ايراني، آذريهاي قفقاز و آذريهاي سراسر جهان داشته باشد.
حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي، همچنانكه از لاية نخبگان، نويسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگي و ادبي آذربايجانيهاي ايراني شروع شده، بايد توسط همين لايه و با مساعدت اهل فكر و فرهنگ و قلم استمرار يابد و بايد از دخالت سياستمداران احزاب و تشكلهايي كه هدفي جز دست يابي به قدرت ندارند در اين حركت پيشگيري شود وگرنه حركت قرباني اهداف قدرت طلبان شده و از طي مسير صحيح خود باز ميماند.
اطلاع رساني صحيح در مورد وضعيت ملت ايران ـ بخصوص جامعةآذريهاي ايراني ـ و آگاه كردن مردم و به ويژه نخبگان و فعالان فكري و فرهنگي جمهوري آذربايجان از وضعيت حقيقي ايران و آذريهاي ايراني ميتواند نقش مهم و كارسازي در حمايت مردم جمهوري آذربايجان از حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي ايفا كند. طي هشتاد سال گذشته تبليغات گسترده و مستمري عليه ايران و ايراني در جمهوري آذربايجان جريان داشته است كه يكي از علل اين تبليغات سياه، هراس كارگزاران شوروي از گرايش مردم منطقه به ايران بود، به همين جهت تصويري سياه از جامعة ايران به مردم جمهوري آذربايجان ارايه كردهاند. با گذشت بيش از دو دهه از وقوع انقلاب اسلامي و سقوط رژيم شاهنشاهي در ايران هنوز هم بسياري از مردم جمهوري آذربايجان بر اين باور هستند كه صحبت كردن به زبان آذري و انتشار كتاب و مطبوعات بدين زبان درايران ممنوع است. و حتي مي پندارند كه در مناطق آذري نشين ايران تكلم به زبان آذري در ادارات و دستگاهها جرم محسوب ميشود.
اگر حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي بتواند از طريق اتصال با نخبگان روشنفكران و فعالان فرهنگي و ادبي جمهوري آذربايجان ، تصويري شفاف و روشن و حقيقي از وضعيت ايران و جامعة آذريهاي ايراني به آنها ارايه كند، مسلم است كه در جهت نزديكي ايران و جمهوري آذربايجان گام بزرگي برداشته است.
نكتة مهم ديگر اينكه حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي كه حركتي برخاسته از بين اهل قلم و ادب و هنر است، بايستي توجه ويژهاي به توليد آثار ادبي و فكري و هنري داشته باشد. و در قالبهاي ادبي و هنري مانند داستان، شعر، رمان، نمايشنامه، فيلم، مقالات ادبي و مباحث نظري و تئوريك، فعاليتها و انديشههاي خود را در اين سو و آن سوي ارس گسترش و تعميق بخشد.
دربارة حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي دو سؤال در اذهان وجود دارد كه در مطبوعات و محافل فكري و در ميان علاقمندان به فعاليت به گسترش حركت مطرح شده است. سؤال نخست اين است كه: «با توجه به اينكه نامگذاري بخش جدا شدة آذربايجان از ايران (جمهوري آذربايجان كنوني) به آذربايجان شمالي و نامگذاري منطقة آذري نشين ايران به آذربايجان جنوبي توسط دشمنان ايران صورت گرفته است و آنها از اين نامگذاري مقاصد خاص خود را دنبال مي كنند، اكنون چرا حركتي كه در جهت بيداري ملي آذريهاي آنسوي ارس فعاليت مي كند، حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي نام گرفته است؟ بهتر است ما ازاين حركت به عنوان حركت آزاديبخش آذريهاي قفقاز يا حركت آزاديبخش مسلمانان قفقاز ياد كنيد ...»
سؤال ديگر دربارة حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي اين است كه: «آيا اين حركت مي خواهد همانند يك حزب و تشكل سياسي و داراي ماهيت و ساختار حزبي باشد يا نه؟»
پاسخ سؤال اول اين است كه: تا قبل از انعقاد عهدنامههاي ننگين گلستان و تركمن چاي، مناطق آذري نشين قفقاز جزو خاك ايران بود و همراه با مناطق آذري نشين كنوني ايران، بخش بزرگي از خاك كشور را تشكيل مي داد. يعني در حقيقت آذربايجان يا مناطق آذري نشين بخش بزرگي و واحدي از خاك ايران بود كه با انعقاد عهدنامههاي گلستان و تركمنچاي، قسمت شمالي اين بخش واحد بزرگ و نيز مناطق ديگري از ايران جدا كردند.
بنابراين، قسمت شمال ايران و بخش شمالي آذربايجان ايران با بخش شمالي مناطق آذري نشين ايران ، از ايران جدا شده و ما نمي توانيم به علت اينكه دشمنان ايران بخش جدا شده آذربايجان كشور ما را «شمالي» ناميده اند از ناميدن اين منطقه به عنوان «آذربايجان شمالي» خودداري كنيم. اين يك واقعيت است كه بخش جدا شدة آذربايجان ايران، بخش شمالي است. از اين گذشته امروز در مناطق آذري نشين ايران، استانهايي به اسامي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي داريم، نيز مي توانيم منطقهاي ديگراز اين خطة آذري نشين را آذربايجان شمالي بناميم.
اما شايد در متن سؤالي كه مطرح شد، اين پرسش نيز نهفته باشد كه چرا نگاه ما در قفقاز به آذربايجان شمالي معطوف است؟ در پاسخ بدين سؤال به طور مختصر مي توان گفت كه:
1- خاستگاه حركت آزاديبخش منطقة آذربايجان شمالي است و مقاومتهاي مسلحانه و فكري در برابر استيلاي روسهاي اشغالگر در اين منطقه ظهور و بروز داشته است. حماسة تاريخي مردم غيور گنجه هنگام يورش قشون تزار، فرستادن سربريدة سيسيانوف (ژنرال روس) توسط حسينقلي خان (حاكم باكو) به دربار فتحعلي شاه، مهاجرت بسياري از مردم متدين و علماي ديني ازآذربايجان شمالي به ايران پس از استيلاي روسها و انعقاد عهدنامههاي گلستان و تركمن چاي و ... نشان مي دهد كه حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي ريشه در آن ديار دارد و حركت امروزي ادامة آن حركت است.
2- قرابتهاي مذهبي (شيعي)، فرهنگي و حتي خوني و خويشي، شخصيتهاي مشترك ادبي مانند شهريار، فضولي، نظامي، خاقاني و در حقيقت داشتن زبان مشترك فرهنگي و نيز كاربرد زبان شيرين و فخيم آذري در مناطق آذري نشين ايران و نيز در جمهوري آذربايجان از عوامل مهم و مؤثري است كه در معطوف كردن نگاه نخبگان و نويسندگان و فعالان سياسي ـ فرهنگي و مطبوعاتي ما به آذربايجان شمالي نقش عمدهاي دارد.
3- به علت سياستهاي تهاجمي و فعال روسها و كمونيستهاي آذربايجان شمالي عليه ايران، جمهوري آذربايجان به كانون فعاليتهاي تجزيه طلبانه عليه ايران تبديل شده است و امروز دولتهاي مخالف ايران مانند آمريكا، اسرائيل و تركيه زمام امور حركتهاي ضد ايراني را در جمهوري آذربايجان ـ اگر چه اكنون در يك واحد جغرافيايي مستقل زندگي ميكنند ـ همواره خواهان روابط صميمانه و برادرانه با ملت ايران هستند. حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي با فعاليتهاي خود در جهت ايجاد جنبش بازگشت به فرهنگ اصيل و ملي و در نهايت آغازدوران نوين بيداري ملي در جمهوري آذربايجان مي تواند نقش مثبت و سازندهاي در سرنوشت مردم آن و پيوند آنها با ايران داشته باشد و پيروزي اين حركت در آذربايجان شمالي مي تواند مسلمانان قفقاز را نيز به حركتي براي «بازگشت به خود» برانگيزد.
در پاسخ به سؤال ديگر يعني اينكه: «آيا حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي مي خواهد يك حزب و تشكل سياسي عمل كند و داراي ساختار حزبي باشد يا نه؟» اعتقاد داريم كه حركت نبايد همانند يك حزب داراي ساختار بستة حزبي و اهداف خاصي مانند مشاركت در قدرت از طريق فعاليت هاي انتخاباتي و ... باشد. حركت آزاديبخش آذربايجان شمالي يك جريان و جنبش فرهنگي ـ سياسي است كه همة مردم به ويژه نخبگان نويسندگان ، هنرمندان و فعالان سياسي مي توانند با آن همراه باشند، يعني در اين حركت فضا و بستر براي فعاليت همة كساني كه داراي افكار و سليقههاي متفاوت اما هدف واحد هستند، فراهم است. شكست و اندوه تاريخي ناشي از انعقاد عهدنامههاي گلستان و تركمنچاي را همة ملت ايران متحمل مي شوند، و همه حق دارند در حركت آزاديبخشي كه در راستاي منافع جهان اسلام و منافع ملي ايرانيان و مسلمانان قفقاز فعال است، مشاركت داشته باشند.
حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز و لزوم شتاب و گسترش آن (1)
اكنون حدود 190 سال از انعقاد عهدنامه سياه گلستان و 175 سال از امضاي معاهده ننگين تركمنچاي ، كه در پي شكست ايران از جنگهاي گسترده با روسيه امضاء شد ، مي گذرد . اين عهدنامه هاي سياه موجب جدا شدن بخش بزرگ و استراتژيكي از خاك ايران و الحاق آن به روسيه شد . اكنون كه بحث " حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز " و يا به تعبيري روشن ، آذربايجان جدا شده از ايران در مطبوعات كشورمان بخصوص مطبوعات تبريز و ديگر شهرها مطرح مي شود ، اين نكته مهم قابل بررسي است كه ريشه هاي اين حركت كجاست ؟ آيا اين حركت كه امروز در مطبوعات و در ميان روشنفكران و شاعران و نويسندگان آذربايجان مطرح مي شود ، حركت تازه و نوپايي است يا از سابقه اي طولاني برخوردار است ؟
در پاسخ به اين سوال ، نخست بايد گفت كه از دست رفتن قفقاز و جدا يي مسلمانان آذري ساكن در شمال ارس از ايران ، اگر چه در عالم واقعيت رخ داده است ، اما مسلم است كه ايرانيان بخصوص آذريهاي ايراني ، هرگز و هرگز قفقاز و بخصوص آذريهاي قفقاز را فراموش نكرده اند و پيوسته در آرزوي پيوستن مجدد مناطق جدا شده طي عهدنامه هاي گلستان و تركمنچاي به ايران لحظه شماري مي كنند . چه در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي و چه در دوران پس از انقلاب ، صدها كتاب ، شعر ، مقاله و تحقيق تاريخي درباره جنگهاي منجر به عهدنامه هاي گلستان و تركمنچاي در ايران چاپ و متشر شده است ، اين واقعيت حاكي از آن است كه طبقه اهل قلم ايران و روشنفكران بخصوص روشنفكران آذري ما ، با فعاليتهاي فرهنگي خود در صدد انجام اقداماتي براي ايجاد يك جريان و حركت سياسي _ فرهنگي جهت آزادي سرزمين هاي جدا شده از ايران بوده اند . اما اينكه چرا در اين ميان مطبوعات و نويسندگان ما توجه خاصي به جمهوري آذربايجان دارند ، علت آن همانا اشتراكات فرهنگي ، ديني ، تاريخي و قومي مردم آن خطه با ايران و ايراني ها ، بخصوص آذريهاي ايران است . ما با هيچ يك از مردم و اقوام كشور هاي قفقاز جنوبي ، به اندازه مردم جمهوري آذربايجان اشتراكات فرهنگي و ديني و تاريخي نداريم و طبيعي است كه درك آذريهاي ساكن در شمال ارس از ايران و فرهنگ ايراني دركي عميق ، عاطفي و عقيدتي است كه اين درك عميق و عاطفي و عقيدتي يكي از مباني گسترش " حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز " است . پيوستگي تاريخي ، معنوي و فرهنگي مردم جمهوري آذربايجان با ايران به حدي است كه ارتش روسيه تزاري هنگام حمله به ايران در اوايل قرن نوزدهم ميلادي ، با مقاومت هاي خونين و سهمگين در گنجه ، باكو و .... روبرو شد ، در حال كه در مناطقي مانند گرجستان حاكمان محلي حتي با روسها همكاري داشتند . اما جواد خان زياد اوغلي ( حاكم گنجه ) در دفاع از خاك ايران ، همراه با مردم گنجه تا پاي جان مقاومت كرد و در كنار فرزندش به شهادت رسيد . حسينقلي خان ( حاكم باكو ) سيسيانوف ( سردار روس ) را به هلاكت رساند و سر بريده اش را به تهران فرستاد .
در هر حال با مراجعه به صدها كتاب تاريخي ، ادبي و مطبوعات معاصر ايران مي توان دريافت كه حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز ، بدون اينكه در قالب يك تشكل يا حزب ، مجال ظهور و بروز داشته باشد ، همواره در توليدات ادبي و هنري تاريخي جامعه ما مطرح بوده است . اين حركت در طي مسير تكامل خود اندك اندك به بلوغ مي رسد و تحت عنوان " حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز " از سوي اهل قلم و مطبوعات مورد بحث و بررسي قرا مي گيرد.
حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز و لزوم شتاب و گسترش آن (2)
يكي از مهمترين عللي كه در دوران پنجاه ساله ديكتاتوري رضا شاه و پسر وي در ايران ، موجب شده بود ، " حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز " تنها در كتابهاي تاريخي و ادبي و در لايه هاي نخبگان و روشنفكران به حيات آرام وبي صداي خود ادامه دهد ، حساسيت رژيم شاه نسبت به هرگونه حركت سياسي مردمي و بي اعتمادي اين رژيم به اهل قلم بود . بعد از انقلاب اسلامي ، آنچه موجب شده است كه حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز ، اندك اندك در مطبوعات ، محافل ادبي و سياسي يا برگزاري مراسمهاي مختلف آشكارا و علني مطرح شود و فرصت ظهور و بروز يابد ، فضاي آزادي است كه بوجود آمده است . و امروز مي بينيم كه در مطبوعات تبريز يا اردبيل ، حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز ، فلسفه اين حركت ، يا فعاليت هاي آن منعكس مي شود .
علت مهم ديگر كه شتاب خاصي به اين حركت داده است ، فروپاشي شوروي و پيدايش كشوري به نام جمهوري آذربايجان در آن سوي ارس مي باشد . در دوران شوروي ، دستگاه نيرومند تبليغاتي كمونيسم ، تصوير سياه و غير قابل تحملي از ايران و ايراني براي آذريهاي آنسوي ارس ترسيم كرده بود اما فروپاشي شوروي ، گشايش مرزها و سفرهاي گسترده اهالي آن سوي ارس به ايران ، اين تصوير سياه و غير قابل تحمل را از اذهان آنان محو كرد . و علاقه باطني و تاريخي آنان براي پيوستن به ايران احيا شد . از اين رو بود كه دولتهاي ضد اسلام وايران ، مانند دولتهاي آمريكا ، اسرائيل ، انگليس و تركيه با حمايت از دو جريان ضد آزادي و اسلام يعني پان تركيست هاي كهنه كار ، تبليغات وسيعي را عليه ايران و ايراني ها در داخل جمهوري آذربايجان سامان دادند....
سياستهاي ضد ايراني گروه حاكم بر جمهوري آذربايجان ، چه در دوران حاكميت جبهه خلق ، و چه در دوران حاكميت حيدر عليف ( حزب يئني آذربايجان ) ، بخصوص نقش حاكميت ها در اجراي سياست هاي ضد ايراني كشورهاي بيگانه ، ايجاد گروههاي ضد ايراني در جمهوري آذربايجان ، تلاش براي استقرار نيروهاي ناتو و آمريكا در اين كشور و زمينه سازي براي دخالت آمريكا در درياي مازندران و در نهايت تداوم حاكميت ديكتاتوري در شمال ارس و به وجود آمدن سلسله پادشاهي علي اف ، با نشستن الهام عليف به جاي پدرش كه تداوم تيره روزي اهالي مسلمان ومظلوم آن سامان را در پي دارد ، ايجاب مي كند كه حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز ، به فعاليتها ي خود براي آزادي آذربايجان جدا مانده از ايران شتاب و گسترش دهد ....
در مورد چگونگي گسترش فعاليت هاي حركت در داخل جمهوري آذربايجان راهكارهاي متعددي به نظر مي رسد :
1- همكاري با گروهها و احزاب آزاديخواه و مخالف ديكتاتوري در داخل جمهوري آذربايجان .
2- حمايت معنوي ، سياسي و تبليغاتي از مطالبات و آرمانهاي مردم آن كشور براي استقرار حكومتي مردمي و غير وابسته .
3- حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز توسط آذري هاي ايران فعال است ، بايستي زمينه لازم براي فعاليت نخبگان ، روشنفكران و نويسندگان آنسوي ارس در اين حركت به طور جدي فراهم شود .
4- حركت بايد از حالت يك تشكل مردمي و غير رسمي خارج شده و در قالب يك حزب سياسي فعاليت كند .
5- حركت بايستي نشريه اي براي بيان و تبليغ اهداف و اقدامات خود داشته باشد و مردم ايران را به طور مستمر از وضعيت مسلمانان قفقاز بخصوص آذريها آگاه كند .
حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز ، گامي در راستاي پيوند آذريهاي جهان با ايران
هر حركت و نهضت آزاديبخش ، بدون بهره مندي از پشتوانه تاريخي ، فرهنگي و مردمي تحقق نمي يابد . اگر امروز طرح تشكيل و فعاليت سازمان يافته " حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز" آذربايجان جدا شده از ايران طي عهدنامه هاي شوم گلستان و تركمنچاي با استقبال مطبوعات و روشنفكران و انديشمندان آذري هاي ايران روبرو مي شود ، حاكي از آن است كه اين حركت ريشه در تاريخ دارد . قريب دويست سال است كه 17 شهر قفقاز كه جمهوري آذربايجان امروزي نيز بخشي از آن است ، از ايران جدا شده است . از همان زمان جدايي ، حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز در ادبيات و شعر شاعران آنسو و اين سوي ارس انعكاس داشته است . علاوه بر اين پيوند هاي تاريخي ، ديني ، فرهنگي و قومي مردم آن سامان به ايران بوده است و از اين رو ست پيوسته در دوران تزار ها و كمونيست ها ، روسها كوشيده اند تاريخ ، دين و فرهنگ مردم مسلمان آذربايجان آن سوي ارس را تحريف كرده و از تاريخ ، فرهنگ و دين ايراني ها جداكنند . حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز در ادبيات و آثار نخبگان ايراني و آذربايجان جدا شده از ايران انعكاس داشته است . چنانكه در اشعار مرحوم استاد شهريار نيز ابيات فراواني در توصيف قفقاز و باكو ، پيوستن آذري هاي جدا شده به ايران ،و درباره دعوت از مردم غيور قفقاز براي قيام عليه كفر و استبداد وجود دارد . متاسفانه اين حركت فقط در ادبيات و كتابهاي تحقيقي و تاريخي بازتاب و بروز داشته و به صورت يك حركت عملي و اجتماعي فرصت ظهور نيافته است . پس اگر امروز از فعاليت حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز در ميان آذري هاي ايران به عنوان حركتي كه مي تواند پيوند و وحدت آذريهاي آن سوي ارس را با ايران احيا كند ، استقبال مي شود ، به علت برخورداري اين حركت از پشتوانه تاريخي و فرهنگي آمادگي امروز آذريهاي ايران براي رهايي آذربايجان جدا شده از ميهن است .
بعد از فروپاشي شوروي و جدايي آذربايجان آن سوي ارس ( جمهوري آذربايجان ) از آن ، فرصتي تاريخي و گرانبها براي پيوستن مردم آذربايجان قفقاز به ايران فراهم شد . واقعه معروف 31 دسامبر 1990 و سرازير شدن مسلمانان آذري از آنسوي ارس به سوي مرزهاي ايران ، تبلور آرزوي تاريخي مردم مظلوم آذربايجان شمالي بود . آذريهاي آنسوي ارس گروه گروه در كنار مرزهاي ايران وكرانه ارس تجمع كرده و با شعار هاي الله اكبر ، لا اله الا الله همبستگي خود را با ايراني ها ابراز داشتند . صدها تن از آذريهاي آنسوي ارس بي واهمه خود را به امواج ارس مي زدند تا بوسه بر خاك ايران بزنند و با برادران ديني خود در اين سوي ارس هم آغوش شوند . اكنون كه بعد از گذشت سالها آن واقعه عظيم را به ياد مي آوريم ، به راستي بر ناتواني دولت ايران در آن روز تاسف مي خوريم كه در دولتمردان ما نتوانستند طرح و تدبيري بيانديشند و زمينه را براي پيوستن دوباره آذربايجان از دست رفته به ايران مهيا كنند . مسلم است كه دولتمردان ايراني آن روزها تازه از جنگ فارغ شده بودند و به شدت سرگرم سازندگي مملكت بودند ، اما به نظر مي رسد علت مهمتر ، اين بود كه دولتمردان ما نيز چنان واقعه اي ( فروپاشي شوروي ) را پيش بيني نكرده بودند و آنگاه كه آن واقعه بزرگ در آن فرصت تاريخي اتفاق افتاد ، نوتنستند ابتكار عمل را دست گيرند و بستر لازم را براي پيوستن مردم جمهوري آذربايجان به سرزمين اصلي خود ايران فراهم كنند . كشورهايي مانند آمريكا ، اسرائيل و انگلستان با كمك هاي همه جانبه به جريان پان تركيسم و سردمدار آن ايلچي بيگ در جمهوري آذربايجان توانستند ، خيزش اسلامگرايي و وحدت با ايران را در آذربايجان قفقاز _ كه بخش شمالي آذربايجان ايران است _ تضعيف كرده و مزدوران پان تركيسم آمريكايي را عليه ايران واسلام به فعاليت وادارند ...
جالب است كه حيدر عليف در حركتي مضحك ، براي تحريف خيزش ايرانگرايي مردم مظلوم آذربايجان قفقاز ، روز 31 دسامبر را به عنوان روز همبستگي آذريهاي جهان اعلام كرد . مگر نه اين است كه اكثريت آذريهاي جهان ايراني هستند و در ايران زندگي مي كنند ؟ البته كساني چون حيدر عليف و افرادي كه شعار همبستگي آذريهاي جهان را مي دهند ، بارها اعتراف كرده اند كه اكثريت آذريهاي جهان ايراني هستند ، با اين اعترافات ، در يك فرآيند دمكراتيك و خردمندانه ، مسلم است كه هر كس و هر آذري كه در خارج از مرزهاي اين شعار همبستگي آذريها را مي دهد ، بايد به ايران بپيوندد تا با اكثريت آذريها به همبستگي برسد . و همبستگي آذريهاي جهان _ از جمله آذريهاي آنسوي ارس _ بدون پيوستن به ايران _ كه كانون اكثريت آذريهاست _ تحقق نمي يابد .
حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز با فعاليتهاي سازمان يافته خود كه از پشتوانه حمايت ميليونها ايراني به ويژه اكثريت آذريهاي جهان برخوردار است، ميتواند مسير و كانالي مطمئن براي وصل شدن اقليتهاي آذري جهان به اكثريت آذريها در ايران باشد. پيش زمينه تحقق همبستگي عملي آذريهاي جهان اين است كه «حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز» با گسترش فعاليتهاي خود در ايران و ساير نقاط جهان، با اقليتهاي آذري برونمرزي اتصالي محكم و ناگسستني داشته باشد.
متأسفانه بايد به اين حقيقت اعتراف كرد كه ما آذريهاي ايراني كه اكثريت آذريهاي جهان را تشكيل ميدهيم تاكنون اقدامي چشمگير براي ارتباط با اقليتهاي آذري در كشورهاي ديگر (مانند آذربايجان، گرجستان، روسيه و …) انجام ندادهايم و بستر لازم را براي پيوستگي آنها به ايران فراهم نكردهايم. آيا همت ميليونها آذري ايراني با پشتوانه حمايت ميليونها مسلمان ايراني اعم از كرد، عرب، فارس و … نميتواند «حركت آزاديبخش آذربايجان قفقاز» را به يك نهضت فراگير فكري و فرهنگي براي رهايي مردم آذربايجان جداشده از ايران تبديل كند؟ آذريهاي ايراني كه از ميان آنها مردان بزرگي مانند شيخ محمد خياباني، ثقهالاسلام، ستارخان، شهيد باكري و … برخاسته و تا پاي جان از اسلام و ايران و آزادي دفاع كردهاند، آيا نميتوانند ميليونها مسلمان و شيعه آذري را كه تا 175 سال پيش شهروندان ايران بودند، از چنگال ستمگران رها كنند؟ آيا اكثريت آذريهاي جهان نميتوانند اقليتهاي آذري را در پناه حمايت خود بگيرند؟ اگر چنين نباشد، تاريخ و نسلهاي آينده ما را نخواهد بخشيد.
کجاست این سرزمین ؟...
( انستيتو حقوق بشر و جامعه عدالتمند ـ ترجمه از نشريه بيرليك پرس ـ چاپ باکو)
در اين روزها مردم جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) كه سابقه غني فرهنگي و معنوي دارد با پرتگاه روبرو است. والله كه اين كلمه «تلورانس» در نهايت خانه ما را خراب خواهد كرد. در ايران شمالي براي هر كس ، هر كشور ، هر دين و مذهب و هر فرقهاي جا وجود دارد الا اسلام ناب. براي دهها جريان ديني ضد اسلامي كه در اين كشور تحت پوششهاي رنگارنگ در پي ايدهها و اهداف چركين خود هستند نيز جا وجود دارد. شايد مشكلات مالي و پايين بودن سطح آگاهي مردم دليل رشد فعاليت اين جريانات است.
پس از فروپاشي شوروي، ميسيونرهاي مذهبي از شمال و جنوب و شرق و غرب كشور گرفته تا آنسوي اقيانوسها وارد باكو و ديگر شهرها شدند. هدف آنها نيز دور كردن مردم ما از اصالت خود است.
در خبرها شنيدم دو نفر كه در بخش دوه چي به تبليغ طريقت نورچي مشغول بودهاند دستگير شده اند. مگر ارگانهاي مربوطه دولت باكو تا كنون اطلاع نداشتهاند كه اين طريقت چطور در كشور نفوذ كرده است؟ مگر كتابهاي سعيد نورسي در كتابخانه «بنياد كمك به جوانان» وجود ندارد؟ مگر تلويزيون «سامان يولو» (وابسته به تركها) كتابهاي سعيد نورسي را تبليغ نميكند؟ مگر اين فرقه توسط مدارس خصوصي تركيه در كشور ما و تحت لواي دين، طريقت نورچي را تبليغ نميكنند؟
به جهت آنكه در اين روزها مردم ما به سرعت به اسلام روي آورده و ميخواهد پس از 70 سال دوره الحادي شوروي ارزشهاي ديني را دريابد، فرقههاي رنگارنگ با استفاده از اين شرايط چيزي نمانده است كه كشور را به لانه وهابيت و نورچيگري تبديل كنند. دستگيري تعدادي از وهابيون در قصبه ساراي نيز نشان ميدهد كه فعاليت اين گروه در مناطق مختلف به سطحي غيرقابل كنترل رسيده است.
هدف اين فرقهها دور كردن ملت ما از دين پاك خود است و اين نيز ميتواند نتايج بسيار بدي به همراه داشته باشد. زيرا مردم مسلمان جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) با اطاعت از فرامين قرآن هميشه دشمنان اسلام را دشمنان خود دانسته است . اما اكنون دولت باكو با رژيم صهيونيستي اسراييل كه بر روي خون و خاك مسلمانان بوجود آمده است دوستي ميكند و هولوكاست را گرامي ميدارد. در صورتيكه بسياري از دانشمندان غرب معتقدند كه چيزي به عنوان هولوكاست و يا نسلكشي يهوديان وجود نداشته و فقط از طرح اين مساله براي اشغال سرزمينهاي مسلمانان استفاده شده است. هنگامي كه هزاران فلسطيني اسير و يا آواره شده، و هر روز دهها فلسطيني از طرف صهيونيستها به قتل ميرسند، ما چگونه ميتوانيم هولوكاست را گرامي بداريم؟ بسيار راحت اين كار را ميكنيم. به عبارتي «دولت ما» اين كار را انجام ميدهد، روز گذشته بنياد يهودي سوخنوت با حضور هيات نمايندگي پارلمان رژيم صهيونيستي كه در راس آنها آمون كوئن معاون پارلمان اين رژيم قرار داشت در دانشگاه باكو مراسم گراميداشت ياد قربانيان هولوكاست را برگزار كرد. اين هم كشورمسلمان ما! كساني كه براي عزاداري امام حسين (ع) مانع ايجاد ميكنند، مراسم هولوكاست را بسيار زيبا و با برنامه برگزار كردند. آيا بزرگترين فعاليت ميسيونري همين نيست؟ اجازه ندادن به برگزاري عزاداري امام حسين (ع) در كنار مزار شهداي قرهباغ و گراميداشت ياد هولوكاست كه برآمده از تفكر صهيونيستي است از وجود تحولاتي ناخوشايند خبر ميدهد. ما فقط به اشارهيي در مورد اين تحولات بسنده ميكنيم. فقط با اين اميد كه براي عارف يك اشاره بس است.
مطبوعات و خبرگزاريهاي زنجيره اي باکو در جهت خدمت به اهداف صهيوني
پس از فروپاشي اتحاد شوروي سابق و استقلال ایران شمالی بعنوان يك واحد مستقل سياسي تحت عنوان جمهوری آذربایجان ، اين جمهوري نيز همانند ساير كشورهاي تازه استقلال يافته در اتحاد شوروي سابق و اروپاي شرقي ، مورد توجه بنيادها و نهادهاي غير دولتي غربي ، صهيونيستي و آمريكايي ( كه خواستار ايجاد جاي پا و نفوذ در آن در راستاي ايجاد و تعريف منافع ملي جهت خودشان و توسعه و گسترش آن در اين سرزمين هاي تازه استقلال يافته بودند) و اربابان آنها كه منادي شعار ايجاد و استقرار (به اصطلاح) دمكراسي و آزادي بيان و مطبوعات در كشورهاي مورد نظرشان هستند ، قرار گرفت .
و آرام آرام اين مراكز و بنيادها، در قالب NGOهاي بين المللي شروع به ورود به اين مناطق تازه استقلال يافته و به ويژه جمهوري آذربايجان و ايجاد جاي پا و آغاز فعاليتهايشان نمودند .
حضور در ایران شمالی به واسطه پارامترهاي متعدد از جمله :
اهميت ژئوپلتيكي منطقه قفقاز ، همجواري اين جمهوري با درياي مازندران ، بروز مناقشه قره باغ ، وجود منابع زيرزميني نفت و گاز در اين جمهوري و از همه مهمتر اشتراكات تاريخي ، ديني ، مذهبي ، نژادي و زباني مردمان آن ملت ایران و همچنين همجواري سرزميني اين منطقه با ایران و وجود مرزهاي قابل توجه زميني و آبي آن با كشورمان ، و ... ، بر اهميت آن افزوده بود .
به ويژه اينكه اين جمهوري به نسبت ساير جمهوريها در منطقه قفقاز و آسياي ميانه در اوايل فروپاشي ، به واسطه فضاي سياسي آشفته حاكم بر آن، از حال و هواي نسبتا" بازتري به اين لحاظ قرار داشته و زمينه جهت حضور اين نهادها و تشكل ها فراهم تر بود .
با توجه به اينكه به واسطه خط مشي اتخاذ شده توسط خاندان عليف ها در راس حاكميت سياسي در اين جمهوري ، عرصه سياسي و افكار عمومي در اين كشور (به منظور حضور نيروهاي مختلف و جناحهاي رقيب به لحاظ اينكه حضور قدرتهاي گوناگون جهاني و منطقه اي به جهت ورود آنها براي سرمايه گذاري هاي اقتصادي و ... در كشور ) فراهم تر بود ، لذا حيدر عليف پس از روي كار آمدن خود نه اينكه اين روند را سد ننمود بلكه سعي نمود تا با زيركي خاصي كه در بهره برداري و استفاده از كارت قدرتهاي مختلف و بازي با آنها در مقابل همديگر داشت ، اين فضاي استقرار و ايجاد دمكراسي و آزادي خواهي را در عرصه مطبوعاتي و خبري و رسانه اي به صورت كنترل شده ( البته در بعد كلان آن ) در سمت و سوي خارجي و بين المللي آن هدايت و خط دهي نمايد .
يعني در واقع با فراهم كردن زمينه فعاليت اين بنيادها به گونه اي عمل نمود تا هم ژست دمكراسي خواهي و وجود آزادي بيان و اخبار و ... را در ظاهر در كشورش نهادينه معرفي نموده و غربيها را از بابت احتمال سردادن شعارهاي عدم وجود دمكراسي خلع سلاح نمايد ، و هم اينكه در موارد مورد دلخواه و ضروري از اين امكانات در جهت مطامع خود در عرصه هاي گوناگون در برابر خارجي ها و حتي در حوزه داخلي كشورش ، حداكثر استفاده را در تنظيم و ايجاد تعادل و موازنه در برابر مخالفين خارجي و داخلي خود ، به نمايد .
يكي از نمودها و ابعاد جدي حضور اين بنيادها و تشكل هاي در ظاهر غيردولتي و مستقل ( اما در واقع و پشت پرده وابسته كامل به محافل صهيونيستي ، آمريكايي و غربي ) كمك مالي رسمي و غير رسمي آنها به ايجاد و شكل گيري خبرگزاريها ، نشريات ، روزنامه ها و كلا" مطبوعات وابسته به آنها بود .
تا در قالب شعار استقرار و توسعه دمكراسي و آزادي بيان و انديشه در اين جمهوري ، و از اين تريبونهاي ايجاد شده ، اقدام به انتشار خبرها و مطالب مورد نظر گردانندگان اصلي و پشت پرده اين بنيادها ( كه همان محافل صهيونيستي و امپرياليستي هستند ) در عرصه افكار عمومي مردم اين جمهوري و كلا" مردم ساكن در منطقه بنمايند .
به عبارت ديگر در حقيقت خط اصلي در جريان در اين عرصه ، ايجاد يكسري خبرگزاريها ، نشريات و مطبوعات زنجيره اي با ماهيت صهيونيستي و غرب گرايانه بود تا با اسامي و القاب و گرايشات مختلف اقدام به ايجاد جريان تبليغاتي و جنگ رواني در افكار عمومي در راستاي منافع كلان آنها بنمايند .
طبيعي مي باشد كه منافع مورد نظر آنها ، در تعارض آشكار با سايرقدرتهاي حاضر در منطقه اعم از روسيه ، ايران و ... بوده و قرار دارد .
حاكميت باکو نيز در اين رهگذر با اقدام حساب شده و به دست گرفتن كنترل پشت پرده هدايت مجريان بومي اين تريبونها ، ضمن كاستن از زهرهاي آنها در عرصه داخلي و بر عليه خود ، و بي خاصيت و بدون تاثير جدي كردن آنها در اين زمينه ، از اين امكانات مهيا شده ( بعنوان بنگاههاي غير دولتي كه خود در ظاهر منتقد حاكميت فعلي در اين جمهوري هستند ) در راستاي انعكاس برخي از نظريات و منويات خود در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي از طريق ايجاد يك جريان هدايت شده و يا سوار شدن بر اين جريانهاي موجود ، به نفع خود و در راستاي منافع مورد نظر خود ، اقدام به بهره برداري نموده و حرفهايي را كه نمي تواند در عرصه هاي رسمي و حتي غير رسمي به طرفهاي خود بزند از كانال اين تريبونها (و بصورت غير مستقيم) به آنها منتقل مي نمايد
اگر در اين راستا اعتراضي نيز از سوي هر طرف و يا كشوري صورت پذيرد ، حاكمان سياسي در باکو اعلام مي دارند كه اين تريبونها آزاد هستند و در چارچوب دمكراسي موجود در كشورشان فعاليت نموده و در اين خصوص و در درجه اول منتقد خود ما نيز هستند و سياستهاي ما را نيز مورد حمله قرار داده و مي دهند . ما نمي توانيم با آنها برخورد نمائيم و بايستي در چارچوب آزادي بيان و دمكراسي آنها را تحمل كرده و با آنها مدارا نمود .
نكته حائز اهميت در اين ميان سرمايه گذاري قابل توجه مراكز صهيونيستي و غربيها ( اعم از آمريكا ، اسرائيل ، اروپائيها و برخي از ارگانها در تركيه و ... ) در طي 14 سال اخير در ایران شمالی در اين راستا بوده است ، كه ماحصل آن شكل گيري خبرگزاريها ، مطبوعات و نشريات زنجيره اي ومتعدد وابسته (آشكار و نهان )به آنها ، با بهره گيري از عوامل و كادرهاي ساخته شده بومي در طي اين سالها مي باشد .
_ از جمله بنيادها و نهادهاي فعال غربي و صهيونيستي در اين زمينه مي توان به اين مراكز اشاره نمود :
1 _ بنياد جورج سوروس
2 _ بنياد كمك ملي به دمكراسي
3 _ موسسه دموكراتيك ملي براي امور بين المللي
4 _ موسسه رسانه هاي قفقاز
5 _ انستيتو صلح و دمكراسي آمريكا
6 _ تعدادي از موسسات فعال تركيه اي در اين عرصه
7 _ انستيتو ملي حزب جمهوريخواهان آمريكا
8 _ و تعدادي موسسات اروپايي وابسته به آلمان و انگلستان و.... .
_ از جمله خبرگزاريها ، نشريات و مطبوعات غيردولتي درایران شمالی (كه تعداد آنها بالغ بر 50 خبرگزاري و حدود 200 روزنامه و نشريه مي باشد) مي توان بعنوان نمونه به اين موارد اشاره نمود :
_ روزنامه ها و نشريات : يني مساوات ، آزادليق، اكسپرس ،آينه ، باكو خبر ، 525 ، بيزيم يول ، اوچ نقطه ، شرق ، خالق جبهه سي ، يورد ، اولوس ، گوندليك آذربايجان ، هفته ايچي (كه همگي آذري زبان هستند ) ،
واز جمله روس زبانها نيز مي توان به روزنامه هاي اخو ، و زركالو اشاره نمود .
شايان ذكر است كه در عرصه ایران شمالی علاوه بر خبرگزاريها ، نشريات و روزنامه هاي رسمي كه رسما" از طرف دولت و حزب حاكم منتشر مي گردند ، تعدادي نيز خبرگزاري ، روزنامه و نشريه فعاليت مي نمايد كه در ظاهر غير دولتي هستند اما طرفدار خط مشي سياسي حاكميت فعلي ، و در پشت پرده توسط يكي از افراد و يا جناحهاي متنفذ موجود در حاكميت راه اندازي شده وراسا" تامين مالي مي گردند ، كه آنها نيز هر يك متناسب با گرايشات صاحبان اصلي و پشت پرده شان ( در طرفداري از جناح پرو غربها و يا پرو شرق ها و ... ) فعاليت مي نمايند .
ماموريتي كه به همان دليل اين نشريات و تريبونها بر مبناي آن پا گرفته اند و بر روي راه اندازي آنها در گذشته سرمايه گذاري شده است ، و در اين مقطع حساس نيز مي بايستي با خوش خدمتي و حركت در راستاي مطامع گردانندگان اصلي و پشت پرده خود وفاداري خودشان را به تامين كنندگان اصلي شان در انظار عمومي نيز به معرض نمايش بگذارند . ضمن اينكه اينها نهال هايي هستند كه در اثر بذرهاي كاشته شده در سنوات قبل رشد و نمو نموده و بصورت بومي و با بهره گيري از عوامل محلي و آذري ، پا به عرصه گذاشته اند .
البته در طي ساليان گذشته ( و تا به امروز ) نيز اين تريبونها به واسطه ماهيت ذاتي و فلسفه واقعي تشكيل شدنشان و تامين كنندگان مستقيم و غير مستقيم مالي شان ، بيشترين تهاجم و تبليغات رواني و دروغين را عليه كشورمان و بر ضد ملت ایران ، اسلام و كلا" حركتهاي اسلامي در جهان و منطقه و كلا" مقوله دين داري در نزد افكار عمومي مردم اين جمهوري و منطقه داشته ، و اقدام به خبرسازيهاي منفي مستمر و هرروزه و جنگ رواني در موضوعات مختلف به ويژه بحثهاي ملي گرايانه ، قومي ، تجزيه طلبي ، لائيسم و ... بر عليه كشورمان _ در راستاي سياست دور ساختن هرچه بيشتر اين جمهوري و ايجاد فاصله با كشورمان _ نموده و مي نمايند .
ضمن اينكه هر موقع اتفاق مثبتي در سطح روابط دو كشور رخ مي دهد ، اين بلندگوها هماهنگ با هم شروع به تخطئه و تخريب آن نموده و عليه آن اقدام به موضعگيري منفي مي نمايند ، تا به نوعي اين موضوع را در نزد افكار عمومي خدشه دار و بي اهميت جلوه دهند .
در هر حال بايستي توجه داشته باشيم كه يكي از شگردهاي صهيونيستها و محافل وابسته به آنها ، سرمايه گذاري در جهت ايجاد و راه اندازي رسانه ، نشريات ، مطبوعات و بنگاههاي سخن پراكني در اقصي نقاط جهان ( بعنوان ابزاري تاثيرگذار ) بوده و هست ، تا بصورت مستمر از آنها در جهت اهداف و مقاصد خود استفاده و بهره برداري لازم را بنمايند .
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خواستار شد:لزوم تلاش تلاش دولت برای الحاق باکو و نخجوان به ایران
خبرگزاری آفتاب: «محمدمهدی عبدخدایی» دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام با توصیه اکید به دولت برای اقدام عاجل و قاطع به منظور دفاع از حقوق ایران در دریای خزر اظهار داشت: چیزی به نام دریای خزر وجود ندارد. تنها یک دریاچه مازندران وجود دارد که آن هم طبق قراردادهای تاریخی، متعلق به ایران است.
وی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب تصریح کرد: امروز حتی موجودیت و استقلال کشورهای حاشیه دریاچه مازندران که به موجب قرارداد ترکمانچای از خاک کشور ما به زور جدا شدهاند، محل سوال است و باید راهکاری اندیشیده شود تا این مناطق به خاک ایران بازگردانده شوند.
عبدخدایی در این زمینه پیشنهاد داد تا دولت ایران تیمی گسترده از کارشناسان حوزههای مختلف را برای بررسی نحوه اقامه دعوی در این خصوص تشکیل دهد تا ایران بتواند برای باز پس گرفتن حقوقش در مجامع جهانی اقامه دعوی کند.
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام تصریح کرد: طبق مفاد قرارداد ترکمانچای، مناطقی که از خاک ایران جدا شده بودند باید ۹۹ سال در اختیار دولت روسیه باقی میماندند. بنابراین، اکنون که این مدت به پایان رسیده، دولت ایران باید راهکاری بیندیشد و از تمام توان خود برای بازگرداندن این مناطق به خاک ایران استفاده کند تا بدین ترتیب حق و حقوق ما در دریای خزر هم تامین شود.
وی ادامه داد: اکنون که کشور ما قدرت برتر منطقهای محسوب میشود و کشورهای همسایه قدرت مقابله با ما را ندارند، دولت باید برای احقاق حقوق ملت ایران در دریاچه مازندران اقدام کند.
عبدخدایی تاکید کرد: دریاچه مازندران یک دریاچه است که طبق قوانین بینالمللی برای تعیین رژیم حقوق آن باید «خط القعر» آن در نظر گرفته شود و این گونه هم ایران از این دریا تامین میشود.
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خاطرنشان کرد: طبق معاهده ترکمانچای، مناطقی مانند نخجوان، باکو و … پس از ۹۹ سال متعلق به خاک ایران هستند و اکنون که این مدت به پایان رسیده این مناطق باید به خاک ایران بازگردند.
رييس جمهور ايران به باکو ميآيد(به قلم اروج، روزنامه « شرق» 28/2/86)
آغاز تداركات سفر محمود احمدينژاد
محمدرضا راشد دبير دوم سفارت جمهوری اسلامی ايران در باکو در مصاحبه با خبرگزاري « آذربايجان خبر» اطلاع داده است كه محمود احمدينژاد رييس جمهور ايران براي نخستين سفر رسمي خود به آذربايجان را انجام خواهد داد و در حال حاضر تداركات براي انجام اين سفر توسط كانالهاي ديپلماتيك آغاز شده است.
به گفته راشد ، وزير خارجه باکو در جريان سفرش به تهران، با مقامات كشور نيز ملاقاتهايي انجام خواهد داد و برخي مسايل در رابطه با سفر رييس جمهور ايران به باكو و مناسبات دو جانبه طي اين تماسها مورد مد توجه قرار خواهد گرفت. طبق برنامهريزيهاي مقدماتي ، سفر رييس جمهور ايران به باكو در ماههاي تابستان انجام خواهد شد. قرار است كه در جريان اين سفر موافقتنامههايي در خصوص همكاري بين تهران و باکو به امضا برسد.
گفتني است كه در جريان سفر رسمي الهام علياف به تهران در سال 2005 نيز 9 سند در زمينههاي اجتماعي و اقتصادي بين طرفها و همچنين موافقتنامههايي در خصوص تسهيل مقررات عبور و مرور مرزي و اختصاص اعتباري معادل يك ميليارد دلار از سوي ايران در راستاي توسعه اقتصادي ایران شمالی امضا شده است.
گزارش سالانه وزارت دفاع (خبرگزاري «آپا» ـ 27/2/86)
ـ وزارت دفاع دولت باکو گزارشي را در رابطه با اصلاحات در نيروهاي مسلح اين كشور در سال 2006 منتشر كرده است.
به گزارش واحد مطبوعات وزارت دفاع، اقدامات موثري به منظور بهبود وضعيت و شرايط در پادگانهاي نظامي صورت گرفته و پستهاي مهم فرماندهي و ستادي به افسران حرفهاي، داراي آمادگي رزمي و رواني و تحصيلات عالي نظامي واگذار شده است. طبق برنامه دورههايي تخصصي براي افسران، درجهداران و گروهبانان در آموزشگاههاي نظامي نيروهاي مسلح، آكادمي نظامي، دانشكده پزشكي ـ نظامي دانشگاه پزشكي باکو و آموزشگاههاي عالي نظامي تركيه و همچنين دورههايي براي افسران ذخيره و كساني كه بيش از مدت مقرر در نيروهاي مسلحدولت باکو انجام نظام وظيفه ميكنند برگزار شده است.
در پي اقدامات بر اساس تعهدات دولت باکو در چارچوب طرح همكاري نظامي با ناتو در سال تحصيلي 2006 و سال جاري ساختار ستادي پادگانهاي نيروهاي مسلح دولت باکو مطابق با استانداردهاي ناتو تغيير و تكميل شده است.
در اين گزارش گسترش روابط نظامي بينالمللي دولت باکو نيز مورد اشاره قرار گرفت: در حال حاضردولت باکوبا 46 كشور روابط نظامي و با 26 كشور نيز مبادلات تجربي دارد. همچنين قرارداد همكاري نظامي با 20 كشور ديگر امضا شده است. سال گذشته 851 نفر از مقامات و نمايندگان نظامي كشورهاي خارجي و سازمانهاي بينالمللي ازباکو ديدار كردهاند.
در حال حاضر وابسته هاي نظاميدولت باکو در 11 كشور مختلف فعاليت دارند. همچنين نمايندگي نظامي هم در مقر اصلي ناتو مستقر ميباشد و افسران ما در SHAPE ، فرماندهي عالي اصلاحات ساختاري و ساير ستادها انجام وظيفه ميكنند. سال گذشته 479 برنامه مختلف در قالب برنامه مشاركت براي صلح ناتو و همكاريهاي دوجانبه از آن جمله دورههاي آموزش زبانهاي خارجي، دورههاي اختصاصي، ديدارهاي كاري، نشستها، كنفرانسها و غيره برگزار شد كه در آنها 1993 نماينده نيروهاي مسلح دولت باکو شركت كرده اند.
اين گزارش ميافزايد، در سال 2006دولت باکو انجام چهل و چهار مورد تعهد در قالب طرح برنامهريزي و تحليل ناتو (PARP) بر عهده گرفته است. در اين مدت تجهيزات مادي ـ فني ارتش، تامين بيوقفه نيازهاي پادگانها، حفظ سلامتي پرسنل و غيره نيز مورد توجه خاصي قرار گرفته است.
دولت باکو براي اسراييل اهميت استراتژيك دارد (خبرگزاري «آپا» ـ 27/2/86)
مصاحبه اختصاصي گيدون سار نماينده حزب ليكود در پارلمان اسراييل با خبرگزاري «آپا»
س ـ هدف شما از انجام سفر به باکو چه بوده است؟
ج ـ من از سوي آژانس بينالمللي يهودي به باکو دعوت شده بودم. همكاران من آمنون كوئن، رابرت ايلاتوف و ران كوئن نيز مرا در اين سفر همراهي ميكردند. از انجام اين سفر دو هدف داشتم: گسترش روابط بين پارلمان هاي دو كشور و روابط ميان اسراييل و جامعه يهودي ساکن در اطراف باکو . ما در جريان اين سفر با مقامات باکو از آن جمله ناظم ابراهيماف رييس كميته دولتي امور آذربايجانيهاي مقيم خارج، المار محمدياراف وزير خارجه، فضولي علياكبراف وزير تامين اجتماعي و ضيافت عسگراف معاون پارلمان ديدار كرديم. ما در دولت باکو و در قفقاز جنوبی داراي منافع هستيم و با آن جهات مشترك بسياري داريم. با اين حال، اغلب اسراييليها شناخت خوبي از ایران شمالی ندارند.
س ـ اسراييل در مورد برنامه هستهاي ايران ، چه نظري دارد؟
ج ـ ما ميدانيم كه کشور شما در منطقه بسيار پيچيده ژئوپليتيك واقع ميباشد به نظر اسراييل، برنامه هستهاي ايران امنيت جهان را به مخاطره مياندازد. ممكن است آخوندهاي ايراني پس از دستيابي به سلاح اتمي، آنرا در اختيار تروريستها قرار دهند و آنها نيز بنوبه خود از اين سلاح عليه ساير كشورها استفاده كنند. لذا دولت باکو و اسراييل نبايد اين اجازه را به رژيم آخوندي بدهند!!!.
س ـ مدتي پيش مجمع بينالمللي آذربايجان ـ اسراييل تاسيس شد. شما اهميت اين اقدام را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ج ـ من از اين اقدام تقدير ميكنم. اين دستاورد بزرگ يكصد هزار يهودي است كه ازاطراف باکو به اسراييل مهاجرت كردهاند. اين نيروي بزرگ ميتواند كارهاي بسيار مفيدي براي تقويت و گسترش مناسبات ميان دو كشور انجام دهند. من هم بعنوان يكي از اعضاي گروه دوستي بين پارلماني از فعاليت اين سازمان حمايت خواهم كرد
وزارت امور خارجه آمريكا با گنجاندن اعلاميهاي ديگر در سايت خود مجدداً تماميت ارضي جمهوري اذربایجان را زير سوال برد (خبرگزاري «آپا» ـ 27/2/86)
در اعلاميه گنجانده شده در سايت اينترنتي وزارت امور خارجه آمريكا آمده است كه كنفرانسي با موضوع «نقش شوشي در تاريخ ارمني» در 25 ـ 20 ژوئن برگزار خواهد شد و از علاقمندان براي شركت در اين كنفرانس دعوت بعمل آمده است . در اين اعلاميه ، علاوه بر تحريف نام شهر قديمي ، اين شهر به عنوان مركز فرهنگي ارامنه و جنبش آزاديبخش در جريان جنگ اول قرهباغ معرفي شده است . همچنين اسامي كامو آتايان وزير تحصيل جمهوري قرهباغ و هاملت گريگوريان رييس دانشگاه دولتي «آرتساخ» در ميان فهرست برگزاركنندگان اين كنفرانس آمده است .
مجازات دو سال و شش ماه زندان براي سردبير و يكي از كاركنان نشريه «مخالفت» (خبرگزاري «آپا» ـ 26/2/86)
جريان رسيدگي به پرونده روشن كبيرلي سردبير نشريه «مخالفت» و يكي از كاركنان اين نشريه به نام ياشار آقازاده بر اساس شكايت انفرادي جلال علياف (عموي الهام علياف) در دادگاه بخش ياسامال باكو امروز (26 ارديبهشتماه) به پايان رسيد. قاضي رسيدگي كننده به پرونده هر كدام از متهمان را به مجازات دو سال و شش ماه زندان محكوم نمود.
ـ درج مقالهاي تحت عنوان «بر چسپ تجاري عليافها ـ AMAY» در شماره 27 فوريه سال 2007 نشريه «مخالفت» علت اصلي محكوميت اين افراد گزارش شده است.
مسايل همكاري ميان تشکل های آذری و يهودي مقيم آمريكا در نيويورك بررسي خواهد شد (خبرگزاري «ترند» ـ 26/2/86)
مسايل همكاري ميان جوامع يهود و آذري مقيم آمريكا در 21 ماه مه در نيويورك بررسي خواهد شد .
به گزارش سفارت اسراييل در باکو ، در نظر است ، ناظم ابراهيماف رييس كميته دولتي امور آذربايجانيهاي مقيم خارج در 21 ماه مه با مسئولان كنفرانس رؤساي سازمانهاي يهودي پيشرو آمريكا ديدار كند . در اين ديدارها همچنين آرتور لنك سفير اسراييل در باکو نيز شركت خواهد كرد .
اين ديدار در جريان سفر ناظم ابراهيماف رييس كميته دولتي امور آذربايجانيهاي مقيم خارج كه قرار است در 21 ـ 10 ماه مه به آمريكا انجام گيرد ، برگزار خواهد شد .
قابل ذكر است ، ناظم ابراهيماف در ماه آوريل به خبرگزاري «ترند» گفت كه در جريان سفر خود به آمريكا با نمايندگان جمعيتهاي آذري در لوسآنجلس ، سان فرانسيسكو و نيويورك و ساير جوامع دوست ترك و آذربايجاني ديدار خواهد كرد .
وي گفته بود كه در اين ديدارها مسايل مربوط به ابلاغ نکات مورد نظر دولت باکو به جهانيان به همكاري با فعالان جمعيتهاي آذري و جوامع يهود و ساير دوستان و نيز تقويت فعاليت جمعيت آذري و يهوديان را بررسي خواهيم كرد .
گفتني است كه هيأت نمايندگي كنفرانس رؤساي سازمانهاي يهودي پيشرو آمريكا در ماه فوريه سال 2006 به باکوسفر كرده است . در ديدار آنها با مقامات باکو فراهم شدن شرايط مناسب براي يهوديان مقيم در اطراف باکو و راههاي همكاري ميان جمعيتها مورد اشاره قرار گرفته است . ناظم ابراهيماف توسط مسئولان كنفرانس رؤساي سازمانهاي پيشرو يهودي آمريكا به واشنگتن دعوت شده است . ابراهيماف بارها بر ضرورت گسترش همكاري نزديك ميان جوامع آذری و يهوديان و تركيه و ساير جوامع دوست از جمله سازمانهاي يهودي تاكيد كرده است .
حلقآويز شدن 72 نفر طي ماه گذشته درشهرهای مختلف مانند باکو و گنجه ( صدرالدين سلطان، روزنامه آینه 26/2/86)
شكنجه فعالان جنبش اسلامی در باکو
حكومت باکو در واكنش به فشارهاي بينالمللي بر فشارهاي خود عليه شهروندان كشور افزوده است. اتهاماتي كه اخيرا عليه محكومين عنوان مي شود، عبارت از ؛ توهين به ترکها ، تجزيهطلبي، دامن زدن به خصومت ملي ، قاچاق مواد مخدر و جاسوسي به نفع بيگانگان است.
موج جديدي از فشارها عليه فعالان اسلامی آغاز شده است. به گزارش سايت اينترنتي « مديا فروم»، سيديهاي فشردهاي در رابطه با حوادث سال گذشته تهيه شده كه منعكس كننده اعمال خشونتهاي رژيم باکو عليه تظاهركنندگان است. فعالان جنبش پخش اين سيديها را كه جنبه نوعي فراخواني دارد، آغاز كردهاند. اخيرا اخباري در رابطه با بازداشت 3 تن از اين فعالان منتشر شده و با اينكه نام دو نفر از آنها هنوز معلوم نيست ، ولي يكي از اين سه نفر حسين سباب اف برادر مناف سبا باف است كه به سوئد پناهنده شده است.
در اين خبر آمده است كه آنها طي مدتي كه در زندان باکو به سر ميبردند، تحت شكنجه قرار گرفتهاند.
روزنامه « آینه » به نقل از رييس دادگاه باکو از حلقآويز شدن 15 محكوم در اين شهر خبر داده است. به گفته وي، سيستم قضايي با ناقضان ثبات در كشور و قاچاقچيان مواد مخدر به شدت برخورد ميكند و بر مبناي اين اصل 15 نفر طي 10 روز اخير به چوبه دار سپرده شدهاند.
در خبر ديگري در همين رابطه آمده است كه 72 نفر طي 5 ماه گذشته در باکو و گنجه و ... اعدام شدهاند.
تظاهرات در راستاي آزادي زناني كه به خاطر مبارزه دولت با حجاب اسلامی در باکو زنداني شدهاند، همچنان ادامه دارد. اخيرا 500 نفر از روشنفكران، شاعران، نويسندگان و فعالان حقوق زن بيانيه مشتركي را كه در آن آزادي زنی زندانی خواسته شده است، صادر كردهاند.
در باکو برخي نيروها از «پ ك ك» حمايت ميكنند (روزنامه باكو خبر .نويسنده روسلان خليل ـ 26/2/86)
اخيرا مطالب مختلفي در رابطه با ورود دسته جمعي كردها به باکو و روستاها در مطبوعات كشور درج شده است. حتي برخي افراد از وجود اهداف مكارانه و خطرناك در پشت پرده طرح انتقال كردها به باکو ابراز نگراني كردهاند. در عين حال برخي نيز از انتقال كردها به باکو تقدير ميكنند و حتي «پ ك ك» را يك سازمان تروريستي نميدانند.
نشريه ديپلمات چاپ باكو تبليغات به نفع كردها را همچنان ادامه ميدهد. حتي در اين نشريه مقالات تندي عليه حكومت تركيه درج ميشود. بنا بر اين، ساير نشريات فعاليت نشريه ديپلمات را با منافع دولت باکو مغاير دانسته و تاكيد ميكنند كه بر فعاليت طاهر سليماناف سردبير اين نشريه بطور جدي نظارت شود.
سليماناف در مصاحبه با باكو خبر گفت: برخي نشريهها در راستاي ايجاد رويارويي ميان كردها و آذريها تلاش ميكنند. تصور برخي نيروهاي خارجي از وضعيت زندگي كردهاي آذربايجان چنين است كه آنها نيز همانند تركيه با مشكلات فراواني روبرو هستند. در صورتي كه، كردهاي جمهوری آذربايجان مشكلي ندارند.
وي افزود: هنگامي كه ارامنه آذربايجانيها را از زمينهاي خود بيرون راندند، در ميان اين افراد كردها نيز بودند كه امروز برخي از آنها در روسيه زندگي ميكنند. ارامنه حق ما را نيز نقض كردهاند. جامعه ما بايد از اين واقعيت آگاه باشد. من پيشنهاد ميكنم كه خبرنگاران از مناطق كردنشين ديدار كنند تا با وضعيت زندگي آنها آشنا شوند. ما همچنين براي انجام سفر شماري از خبرنگاران آذربايجاني به عراق در ماههاي اوت و سپتامبر تدارك ميبينيم.
ـ سردبير نشريه «ديپلمات» گفت كه پس از انتشار خبر ورود دسته جمعي كردها از خارج به جمهوریآذربايجان در مطبوعات به بخشهاي ترتر، خانلار و تووز سفر كرده است. وي پيشنهاد كرد كه ساير خبرنگاران نيز از اين مناطق ديدار كنند تا به چشم خود ببينند كه كردها بطور دسته جمعي در اين مناطق اسكان نيافتهاند. برخي از آنها مدعي هستند كه نزديك به هزار خانواده كرد اسكان داده شدهاند. اين حرفها واقعيت ندارد. در واقع تعداد محدودي از كردهاي تركيه به منظور تجارت به باكو آمده و در قصبه بينهقدي اسكان يافتهاند.
وي با بيان اينكه هماكنون تقريبا 30 هزار ارمني درجمهوری آذربايجان زندگي ميكنند ، گفت: حتي مقامات نيز به اين مساله اعتراف كردهاند. چرا ارامنه كه منسوبيت قومي خود را پنهان ميكنند براي اين افراد خطرناك محسوب نميشوند؟ چرا آنها از كسي كه كرد بودن خود را مخفي نميكند ميترسند
سليماناف «پ ك ك» يك سازمان تروريستي نميداند : «پ ك ك» سازمان آزاديبخش ملي كردستان است.
وي همچنين حرف برخي افراد مبني بر تلاش كردها براي ايجاد دولت مستقل را بياساس دانست و افزود: ما چنين قصدي نداريم. بلكه خواهان ايجاد جمهوري فدرال در تركيه هستيم. ولي آنها ابتداييترين حق ما را تامين نميكنند. در روسيه جمهوريهاي مختلفي موجود است. مگر آنها ميخواهند يك دولت مستقل را بوجود آورند؟ چنين جمهوريهايي در آلمان، آمريكا و ساير كشورها نيز وجود دارند ولي در آنجا مشكلي پيش نميآيد.
سردبير در پاسخ به سوال مربوط به حمايت برخي محافل از «پ ك ك» درجمهوری آذربايجان گفت: خود شما با وضعيت مالي ما آشنا هستيد و ديدهايد كه ما در چه شرايطي به فعاليت خود ادامه ميدهيم. اگر واقعا حاكميت از من حمايت ميكرد بطور يقين، نشريه ديپلمات هر روز چاپ ميشد. امروز برخي مراكز فرهنگي به مراكز تجاري تبديل شدهاند. اگر اين مراكز در اختيار اقليتها قرار گيرد و دولت بر فعاليت آنها نظارت كند، چه عيبي دارد؟ برخي افراد نيز مدعي هستند كه گويا كمالالدين حيدراف وزير حوادث غير مترقبه از ما حمايت ميكند. اين افراد مدركي دال بر صحت اين ادعاها ندارند. اخيرا نام شركت «آذرسون هولدينگ» را نيز در همين ارتباط مطرح ميكنند و مدعي هستند كه برخي شركتهاي وابسته به كردها از مبارزه ملي ما حمايت ميكنند. اگر شركت «آذرسون هولدينگ» واقعا به كردها تعلق دارد، بيايد نشريه «ديپلمات» را تامين مالي كند تا ما بتوانيم فعاليت اين نشريه را افزايش دهيم.